منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
ضرورت علم آموزي در اسلام
چرا دراسلام علم آموزي ضرورت مطلق دارد؟ از آنجا كه دين اسلام آخرين و كامل ترين دين است و در اين دين يكي از ارزشها كسب علم است، در باره علم بسيار سفارش كرده است . اسلام علاوه بر اينكه به پيروان خود سفارش مي كند كه علم آموزي داشته باشند حتي به مخالفين خود نيز سفارش مي كند كه دنبال حكمت و علم باشيد چون مي داند كه انساني كه به حكمت برسد به حقيقت نزدیك شده و به حقانيت حقايق پي مي برد لذا توصيه اكيد مي كند كه بياييد و با علم آموزي و كسب معارف، خود را در معرض بيشترين حقايق قرار دهيد. معجزه پيامبر اسلام(ص) قرآن است كه كتابي سراسر معارف و حكمت است و اين خود نشان از اهميت علم در اسلام دارد زيرا مي دانيد كه معجزه ديگر انبياء كتاب نبوده است و معجزاتي داشته اند كه مشاهده اي و وقوعي بوده است ولي تنها معجزه اسلام قرآن است كه دانش و علم را شامل مي باشد. ديگر اديان هم به علم اشاره دارند ولي در اسلام شروع، خاتمه و ميانه راه و همه چيز با علم و معرفت سنجش مي شود و عالم و دانشجو و كاسب علم از ثواب و قرب زيادي برخوردار مي باشد و روايات و سفارشات بي شماري در اين مسئله وارد گرديده است. قرآن هم سخن خود را با « خواندن » ، « علم » و « كتابت » آغاز كرد و پيوسته مسلمانان را به تفكر و تدبر درهر چه آفريده شده است ، فرا خواند . اهميت و عظمت مقام علم؛ در حدي است كه خداوند در قرآن به پيامبرش دستور مي دهد: « قل هل يستوي الذين يعلمون و الذين لايعلمون... ؛ [اي پيامبر!] بگو: آيا كسي كه عالم است با كسي كه نمي داند برابر است». (زمر، آيه 9). در قرآن كريم آمده است: « ذلك مبلغهم من العلم ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله ؛ اين آخرين حد آگاهى آنها است و خداوند به حال آن كه از راه حق گمراه شده آگاه است». (نجم، آيه 30) پس علوم غيردينى نيز مى‏تواند نقش‏آفرين بوده و موجبات سعادت آدمى را فراهم كند. اين در صورتى است كه هدف تلقى نشود، بلكه وسيله پيشرفت و رسيدن به كمال باشد. از طرف ديگر علوم دينى نيز اگر طالب آن قصد رسيدن به دنيا را داشته باشد، موجب بدبختى انسان مى‏شود. خلاصه اين كه علمي كه در روايات و آيات بر آن تأكيد شده و از آن تمجيد گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب مي گردد علم خداشناسي است زيرا معلوم اين علم از معلوم ساير علوم برتر و اشرف است و هر علمي به اندازه معلوم خود ارزش دارد و روشن است كه كسب معرفت و جهان بيني و خداشناسي منحصر به يك رشته نيست. شخصي ممكن است از علم شيمي آن چنان خدا را بشناسد كه از مطالعه كتاب هاي ديني نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت كيمياي هستي است - البته بايد پذيرفت بعضي از علوم و رشته ها به اين هدف نزديك تر و كم واسطه ترند. در غير اين صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه كمال. بنابراين دروس دانشگاهي كه در جهت حل مشكلات علمي و گسترش علمي افراد و جامعه خاص بر مي دارد نه تنها علم لاينفع نيست بلكه علومي هستند كه در خدمت به جامعه و مردم است و كسي كه به قصد كمك به مردم و كسب رضايت خداوند و خدمت رساني به افراد جامعه به تحصيل آن علوم مي پردازند، نه تنها پسنديده، بلكه در برخي موارد بر افراد اين تحصيل واجب مي شود. مثلا آنجا كه حل مشكلات مردم و اداره جامعه متوقف بر تحصيل در يكي از رشته هاي تخصصي باشد. از طرف ديگر انسان موجودي اجتماعي و وابسته به اجتماع است و همچنان كه از مواهب اجتماعي بهره مي برد بايد به حال اجتماع نيز سودمند باشد گاهي اوقات تحصيل در رشته اي خاص ممكن است به ظاهر براي فردي به طور مستقيم سودي معنوي در بر نداشته باشد ولي چون باعث پيشرفت جامعه به ويژه جامعه اسلامي مي گردد و موجب سربلندي و اقتدار و عزت علمي و اقتصادي آن مي گردد، تحصيل آن لازم است وتحصيل با چنين انگيزه اي خود از عبادات مهم است. اين از ويژگي هاي دين مقدس اسلام است كه پيروان آن در هر حال و كار و شغلي كه هستند مي توانند با انگيزه و نيت خدايي و قصد خدمت به مردم در حال عبادت باشند با مطالعه در تاريخ به دست مي آيد كه عده زيادي از مردان حق و بزرگان اهل كمال در علوم مختلف زمان خود استاد و متخصص بوده اند يعني آنها ميان تحصيل علومي مثل رياضيات و زيست شناسي و فيزيك و شيمي و تحصيل در رشته هاي معارف ديني هيچ گونه تقابل و منافاتي نمي ديده اند و با آن نيت پاك همه را در راه رسيدن به قرب حق و پيمودن راه بندگي به كار مي برده اند. پس تحصيل در علوم جانور شناسي نيز مانند علوم ديگر اگر با انگيزه عالم شدن و آشنايي بيشتر با شگفتي هاي خلقت و نيز تقويت بنيه علمي كشور و رفع نيازهاي علمي و تخصصي آن باشد، كاري عبادي و آخرتي است، چون نيت و انگيزه خدايي و معنوي است. بر عكس اگر كسي در رشته معارف تحصيل كند ولي انگيزه او كسب شهرت يا درآمد و يا به دست آوردن منصب و مقامي باشد، هر چند موضوع تحصيلي اش ارزشمند است ولي چون با انگيزه اي الهي ومعنوي انجام نمي گيرد فاقد ارزش است. سلام انسان را به مطالعه و کسب دانش تشویق می کند زیرا همه علوم در نهایت او را به سوی خداوند سوق می دهند. به همین دلیل می گویند هر چه عالم علمش بیشتر شود، خدا را بهتر می شناسد. در نتیجه از خدا خوف دارد و در همه کارهایش دستورات او را به کار می گیرد. خداوند در این رابطه در سورۀ 35 (فاطر) آیه های 27 و 28 می فرماید: «ألم تر أنّ الله انزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفا ألوانها ومن الجبال جدد بیض وحمر مختلف ألوانها وغرابیب سود» آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوه های رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از کوه ها نیز (به لطف پروردگار) جاده هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ های مختلف گاه به رنگ کاملاً سیاه. «ومن النّاس والدّواب والانعام مختلف ألوانه کذلک إنّما یخشی الله من عباده العلماء إنّ الله عزیز غفور» و از انسان ها و جنبندگان و چهار پایان انواعی با رنگ های مختلف، (آری) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می ترسند خداوند عزیز و غفور است. در سورۀ 3 (آل عمران) آیه 18 خداوند «اندیشمندان» را تا مقام فرشتگان بالا می برد: «شهد الله أنّه لا إله إلا هو و الملائکه واولوا العلم قائما بالقسط لا إله إلا هو العزیز الحکیم». خداوند، (با ایجاد نظام واحد جهان هستی)، گواهی می دهد که معبودی جز او نیست و فرستگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونه ای بر این مطلب)، گواهی می دهند درحالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است. در سورۀ 39 (زمر) آیه 9 خداوند می فرماید: دانایان و نادانان یکی نیستند. «أمّن هو قانت أناء اللیل ساجداً وقائماً یحذر الاخره ویرجوا رحمه ربّه قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون إنّما یتذکر اولوا الالباب» آیا چنین کسی با ارزش است یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر می شوند!» درحالی که در سورۀ 34 (سبا) آیۀ 6 می فرماید: «ویری الذین اوتوا العلم الذی أنزل إلیک من ربّک هو الحق ویهدی إلی صراط العزیز الحمید» کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می دانند و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می کند. ارزش علم و عالم در قرآن کریم بسیار بالاست. زیرا هرچه انسان بیشتر علم بیاموزد، بیشتر به وجود خداوند پی می برد. پس تعجبی ندارد که اولین آیه ای که نازل شد در رابطه با دعوت به خواندن و نوشتن باشد. سورۀ 96 (علق) با آیه زیر شروع می شود: «اقرأ باسم ربّک الذی خلق» بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید. در نزد خداوند مرتبه علم و منزلت عالم بالاست زیرا از طریق کسب دانش انسان به ایمان به خدا می رسد. او در سورۀ 35 (فاطر) آیۀ 28 می فرماید: «إنّما یخشی الله من عباده العلماء» از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می ترسند. خداوند همچنین در قرآن کریم به ما امر می کند که در آیات او در آسمانها و زمین تفکر کنیم. سورۀ 45 (جاثیه) آیه های 5 ـ 3: «إنّ فی السّموات والارض لایات للمؤمنین» بی شک در آسمان ها و زمین نشانه های (فراوانی) برای مؤمنان وجود دارد. «وفی خلقکم وما یبث من دابّه آیات لقوم یوقنون» ونیز در آفرینش شما و جنبندگانی که (در سراسر زمین) پراکنده ساخته، نشانه هایی است برای جمعیّتی که اهل یقینند. «واختلف اللیل والنّهار وما انزل الله من السّماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها وتصریف الریاح آیات لقوم یعقلون» و نیز در آمد و شد شب و روز، و رزق و بارانی که خداوند از آسمان نازل کرده و بوسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده و همچنین در وزش بادها، نشانه های روشنی است برای گروهی که اهل تفکّرند خداوند در دو آیه اول سورۀ 68 (قلم) برای تکریم دانش و نگارش به قلم سوگند می خورد:«ن والقلم وما یسطرون» ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند،«ما انت بنعمه ربّک بمجنون»که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی،در قرآن کریم در آیه های بسیاری دانشمندان مورد تحسین قرار می گیرند. علاوه بر آن چه ذکر شد، در سورۀ 3 (آل عمران) در دو جای مختلف خداوند خردمندان را می شناساند. خردمندان کسانی هستند که خدا را می پرستند و در آیات او عمیقا تدبر و تفکر می کنند.در سورۀ 3 (آل عمران) آیه های 190 و 191 آمده است: «إنّ فی خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنّهار لایات لاولی الالباب» مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه های (روشنی) برای خردمندان است. «الذین یذکرون الله قیاما وقعودا و علی جنوبهم و یتفکّرون فی خلق السموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار» همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابید، یاد می کنند و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند و می گویند: بارالها! اینها را بیهوده نیافریده ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار. در سورۀ 29 (عنکبوت) آیۀ 49 آمده است: «بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم وما یجحد بآیاتنا إلا الظالمون» ولی این آیات روشنی است که در سینه دانشوران جای دارد و آیات ما را جز ستمگران انکار نمی کنند. در احادیث، پیامبر اکرم(ص) از انواع دانش چه مذهبی و چه علمی بسیار دفاع می کنند. من به چند مورد آن ها از کتاب «پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و برخی احادیث ایشان» نوشته اسماعیل کشمیری اشاره می کنم: 1. دانشمندان وارثان پیامبرانند. 2. کسب دانش بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است. 3. زگهواره تا گور دانش بجوی. 4. کسی که خانه اش را به قصد کسب دانش ترک کند در راه خدا قدم نهاده است. 5. اگر خداوند بخواهد کسی را هدایت کند کاری می کند که او درک و یادگیری داشته باشد. یقینا دانش محصول یادگیری است. در اسلام بین علم و مذهب تضاد نیست، بلکه رابطه سالم، نزدیک و متعادلی وجود دارد. در اسلام بین قلب و معز، بین آنچه معنوی و آسمانی و آنچه مادی و زمینی است تعادل وجود دارد، تعادلی الهی که به هر یک از موارد فوق ارزش خود را می دهد. در این رابطه دکتر موریس بوکای در کتابش «انجیل، قرآن و علم: کتاب های مقدس در پرتو دانش جدید» می گوید: علم و قرآن چنان رابطه تنگاتنگی دارند که موجب تعجب است. به خصوص به این دلیل که این رابطه در راستای هماهنگی است نه ناسازگاری. قرآن کریم مسلمانان صدر اسلام را به مطالعه علوم مختلف همراه با مطالعات مذهبی اسلامی فرا می خواند. دکتر مرد هفمن، سفیر آلمان در رباط در این رابطه می گوید: اساس شکوفایی مطالعات اسلامی، عطش انسان برای کسب دانش و آمادگی مسلمین برای به کارگیری ذهنشان بود. او 14 دانشمند مسلمان صدر اسلام را نام می برد که به تحقیقات علمی جهان غنا بخشیدند. 1. بن فرنس (فوت 888) که اولین تلاش برای به کارگیری جریان هوا به عنوان وسیله سفر را به او نسبت می دهند. 2. خوارزمی (فوت 846) که علم جبر را ابداع کرد و کله لگاریتم از نام او گرفته شده است. 3. ابن بکر رازی (935 ـ 864) که کتاب پزشکی او چند قرن کتاب مرجع دانشجویان پزشکی در دانشگاه های اروپا بود. 4. ابن سینا (اوسینا) فیلسوف و پزشک (1037 ـ 980) که دایره المعارف پزشکی او در مؤسسات و دانشگاه های اروپایی تا قرن نوزدهم استفاده می شد. 5. ابن هیثم (1039 ـ 965) مخترع آن چه که در فیزیک نور تاریک خانه نامیده می شد. 6. بیرونی (1050 ـ 973) تاریخ نگار علم و مرد سیاست که ستاره شناسی، معدن شناسی، دارو شناسی و علوم دیگر را آموخت. 7. عمر خیام (فوت 1211) شاعر بزرگ که در ریاضیات، ستاره شناسی و علوم دیگر تبحر داشت. ‏ 1 - اهمیت علم : قرآن كریم تا آن‏جا به تحصیل علم و دانش اهمیت قایل شده كه مسلمانان را ملزم مى‏سازد كه همه در میدان جنگ شركت نكنند، بلكه گروهى بمانند و معارف اسلامى را بیاموزند. «و ما كان المؤمنون لینفروا كافّة فلولانفر من كل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فى الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون» توبه، 122 شایسته نیست مؤمنان همگى (به سوى جهاد) كوچ كنند چرا از هر گروهى طایفه‏اى از آنان كوچ نمى‏كنند و (طایفه‏اى بماند) تا در دین (و احكام و معارف اسلام) آگاهى پیدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آن‏ها را انذار نمایند تا از (مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند. 2 - هدف از بعثت انبیا تعلیم دانش و تربیت : «كما ارسلنا فیكم رسولاً منكم یتلوا علیكم آیاتنا و یزكیكم و یعلمكم الكتاب و الحكمة و یعلمكم ما لم تكونوا تعلمون» بقره، 151 رسولى در میان شما از نوع خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را تزكیه كند و كتاب و حكمت بیاموزد و آنچه نمى‏دانستید به شما یاد دهد. 3 - تقرّب به خداوند متناسب با درجات علم : «یرفع اللَّه الذین آمنوا منكم و الذین اوتوا العلم درجات» "مجادله 11"خداوند متعال كسانى را كه از علم بهره دارند درجات عظیمى مى‏بخشد اگر براى مؤمن درجه است، براى مؤمن عالم درجات خواهد بود. منظور از بالابردن درجات قطعاً بالا بردن مكانى نیست بلكه بالا بردن از نظرمقام قرب پروردگار است. 4 - نام راسخان در علم كنار نام خدا : «و ما یعلم تأویله الاّ اللَّه و الراسخون فى العلم یقولون امنّا به» آل عمران، حقایق قرآن را جز خداوند و راسخان در علم نمى‏دانند. 5 - علم شرط زمامدارى : «ان اللَّه قد بعث لكم طالوت ملكاً و زاده بسطة فى العلم و الجسم» بقره، 247 خداوند طالوت را به عنوان زمامدار براى شما برگزیده و علم و قدرت جسمى او را وسعت بخشیده است. 6 - علم شرط مدیریت : «اجعلنى على خزائن الارض انى حفیظ علم» یوسف، 55 حضرت یوسف‏علیه السلام هنگامى كه پیشنهاد مقام مهمى در حكومت مصر به او داده شد، گفت: مرا به سرپرستى خزائن بگمارید و دو دلیل براى این مدیریت ذكر كرد: امانتدارى و علم و آگاه بودن. 7 - فراگیرى علم مفید : «هل اتّبعك على ان تعلّمن مما علّمت به رشداً» "كهف، 66" موسى‏علیه السلام به خضرعلیه السلام گفت: آیا من از تو پیروى كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزى؟ 8 - طلب فزونى در علم : «و قل ربّ زدنى علماً» طه، 114 بگو پروردگارا! علم و دانش مرا زیاد كن. 9 - دانشمندان در ردیف ملائكه : «شهداللَّه انه لا اله الاهو و الملائكة و اولوا العلم قائماً بالقسط» آل عمران، 18 در این آیه شریفه دانشمندان واقعى در ردیف فرشتگان قرار گرفته‏اند و این خود، امتیاز دانشمندان را بر دیگران اعلام مى‏كند و نیز از آیه استفاده مى‏شود امتیاز دانشمندان از این نظر است كه در پرتو علم خود به حقایق اطلاع یافته و به یگانگى خدا كه بزرگ‏ترین حقیقت است معترفند. (تفسیر نمونه 2 / 348) 10 - دانشمندان و درك اسرار هستى : «و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان فى ذلك لایات للعالمین» روم، 22 و از آیات او آفرینش آسمان‏ها و زمین و تفاوت زبان‏ها و رنگ‏هاى شماست؛ در این، نشانه‏هایى است براى عالمان. 11 - خداوند معلّم حقیقى : «الرّحمن علّم القرآن» هر چند معلّمان بكوشند و استادان تلقین كنند همه این‏ها اسباب هستند و آموزنده حقیقى خداوند است. الف) حضرت آدم‏علیه السلام را علم اسامى آموخت: «و علّم الاسماء كلّها» "بقره، 31" ب ) حضرت داوودعلیه السلام را زرگرى بیآموخت: «و علمنّاه صنعة لبوس لكم» "انبیاء، 80" ج ) حضرت عیسى‏علیه السلام راكتاب و حكمت بیآموخت: «و یعلمه الكتاب و الحكمة» "آل عمران، 48" د ) حضرت خضر را علم و معرف آموخت: «و علمنّاه من لّدنّا علماً» كهف، 65 ه) حضرت پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم را اسرار نظام جهان آموخت: «و علمك مالم تكن تعلم» نساء، 113 و ) عالمیان را بیان بیآموخت: «خلق الانسان علمّه البیان» الرحمن، 4
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط