منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
اهميت حفظ قرآن كريم
سفارش ها و توصيه هاي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) درباره قرآن و ويژگي هاي منحصر به فرد قرآن باعث شد تا قرآن در سراسر زندگي مردم راه يابد، به ويژه اينكه مسلمانان در عصر پيامبر (صلي الله و آله و سلم) كتابي غير از قرآن نداشتند و قرائت و حفظ و تعليم، اختصاص به آن داشت. حفط قرآن حتي بعد از پيدايش صنعت چاپ هم موقعيت و جايگاه خود را حفظ كرد و همواره به عنوان يک سنت و عبادت بزرگ، در ميان مسلمين مطرح بود. قرآن نيز به زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) در مورد حفظ و يادآوري قرآن در يک جا توصيه كرده است. (( آنچه از آيات الهي و حكمت كه در خانه هاي شما تلاوت مي شود را به خاطر بسپاريد، همانا خداوند نسبت به شما لطف دارد و هم از اعمال شما و كردارتان با خبر و آگاه است.)) طبق نظر عده اي از مفسرين منظور از ذكر در اين آيه به معني حفظ و به خاطر سپردن است، كه خداوند بعد از وظايف متعددي كه به همسران پيامبر (صلي الله عليه واله و سلم) گوشزد مي كند به آنان توصیه مي كند كه آيات قرآن را حفط كنید تا به واسطه قرآن پيام آن را فرا بگيريد. پيامبر اسلام در چهل سالگي به مقام نبوت رسيد و قرآن در طی بيست و سه سال بر قلب مبارک وي فرود آمد؛ در اين مدت، ‌صحابه به سفارس آن حضرت در نگهداري آيات الهي مي كوشيدند، آنان آيات را بر پوست و استخوان هاي شانه و دنده حيوانات، چوب هاي درخت خرما و سنگ هاي سفيد پهن، كاغذ و غیره مي نگاشتند و براي برخورداري از پاداش معنوي قرآن حفظ مي كردند و به خاطر مي سپردند. حفظ قرآن از روزهاي نخستين نزول وحي آغاز شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خود نخستين حافظ قرآن به شمار مي رفت براي فرا گرفتن و از خاطر نبردن آن بسيار تلاش و كوشش مي كرد: ابن عباس مي گويد: پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به سبب عشق شديدي که به دریافت و حفظ قرآن داشت هنگامی که پیک وحی آیات را بر او می خواند، همراه وی زبانش را حرکت می داد و شتاب می کرد تا آنچه می شوند را فراموش نکند، خداوند او را از این کار باز داشت و فرمود: ما آن را برایت جمع می کنیم. إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (ما قرآن را نازل کردیم و خود نیز از آن حفاظت می کنیم) "حجر : 9" حضرت برای اطمینان کامل از محفوظات خویش آنها را بر فرشته وحی عرضه می کرد. پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) به من فرمود: از آیات قرآن کریم تلاوت کن! گفتم: قرآن بر شما نازل شده من آن را بخوانم؟ فرمود: آری، دوست دارم قرآن را از دیگری نیز بشنوم. من سوره نساء را تلاوت کردم تا رسیدم به آیه چها و یکم و آن را نیز خواندم: فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا «پس چگونه است، آن روز که برای هر امتی گواهی (از خودشان) بیاوریم و تو را نیز برآنان (مسلمانان) گواه آوریم؟» اشک از چشمان حضرت جاری شد و فرمود: برای من کافی است. اصحاب و یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که او را بسیار دوست می داشتند و برای رضایت و خشنودی وی از جان و مال خویش می گذشتند. آنان وقتی آیه یا سوره ای را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می شنیدند، چندین بار به حضرت مراجعه کرده، آنچه به خاطر سپرده بودند را بر وی عرضه می کردند تا حفظ آنها را تأیید و تقریر نماید. در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیاری از اصحاب، حافظ سوره هایی از قرآن بودند و شمار کسانی که آیاتی از قرآن را از حفظ نباشند بسیار اندک بود. عبادةبن صامت می گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر مرد مهاجر را به یکی از ما می سپرد تا به وی قرآن بیاموزیم، در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تلاوت قرآن چنان بلند بود که حضرت دستور داد صدا ها را پایین آورند تا موجب اشتباه نگردد گاهی اهتمام در حفظ قرآن چنان بالا می گرفت که برای اسقاط یا ثبت یک حرف میان صحابه نزاع و درگیری پیش می آمد. تعداد حافظ قرآن بسیار بود، و بنابر یک نقلی لااقل 140 نفر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حافظ قرآن بودند گرچه جمعی از آنها از شهرت و اعتبار بیشتری برخوردار بودند. سیوطی می نویسد: چند تن از صحابه که به تعلیم قرائت و حفظ آن شهرت داشتند عبارتند از: علی (علیه السلام)، ابّی بن کعب، زید بن ثابت، ابوالدرداء، عبدالله ین مسعود و ابو موسی اشعری. در آن عصر، زنان نیز پای به پای مردان در عرصه تلاوت و حفظ قرآن تلاش می کردند، چنانکه نام های برخی از آنها مثل: ام سلمه، ام ورقه بنت عبدالله بن حارث نیز در میان حافظان به چشم می خورد. در حادثه حدیبیه، چهارمین و آخرین نماینده قریش (عروة بن مسعود ثقفی) برای گفتگو نزد پیامبر آمد. او هنگام مذاکره به ساحت حضرت جسارت کرد، او این طور وانمود می کرد که یاران حضرت در آینده وی را رها می کنند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اینکه پاسخی دندان شکن به تهدید عروه دهد، برخواست و وضو گرفت، عروه با چشم خود دید که یاران رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) نگذاشتند، قطره ای از آب وضوی او به زمین بریزید. بنابراین به محفل قریش رفت، جریان ملاقات و هدف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به سران قری رسانید و گفت: من شاهان بزرگ را دیده ام، قدرت های بزرگی مانند قدرت کسرا، قیصر روم و سلطان حبشه را مشاهد کرده ام، ولی موقعیت هیچ کدام مانند محمد نبود، من با دیدگان خود دیدم که یارانش نگذاشتند، قطره آبی از وضوی او به زمین بریزد و برای تبرک آن را تقسیم کردند، اگر مویی از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بیفتد، بی درنگ آن را بر می دارند. ام ورقه در شمار زنانی بود که قرآن را حفظ می کرده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر وقت که او را می دید، او را شهیده می خواند. چون هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جنگ بدر می ر فت ام ورقه از ایشان پرسید: اجازه می دهی من هم بیایم تا زخمی ها را مداوا و بیماران را پرستاری کنم، شاید خداوند مرا نیز فیض شهادت برساند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدا شهادت را برای این فرد آماده کرده است، و او را شهید نامید. سپس رو کرد که خانه خود باز گردد. ام ورقه سرانجام در زمان خلیفه دوم به دست غلام و کنیز خود کشته شد.
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط