منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
فتنه
فـــتــــنـــه معنای فتنه: فتنه در لغت به معنای گمراه کردن، اختلاف کردن مردم در رأی و تدبیر و اختلاف در آرا آمده است؛ این کلمه به معانی لازم و متعدی به کار رفته است. همچنین فتنه به معنای امتحان است و اصل آن گداختن طلا در آتش است تا خالص آن از ناخالص آشکار شود. اصل و ریشه این واژه، از «فتن، یفتنُ» به معنای آزمایش و امتحان است که به صورت های مختلف انجام می گیرد. وقتی طلا را در آتش می نهند و می گدازند تا خوبی و بدی و عیار آن مشخص گردد، به این کار، فتنه گفته می شود. اگر فتنه به معنای به آتش افکندن انسان هم به کار رفته، با عنایت به این ریشه لغوی است. بر اساس اصل معنای یاد شده، این کلمه در معانی مختلفی در قرآن و روایات به کار رفته است، مثل: گمراهی، آزمایش، حجّت، شرک، کفر، سوزاندن با آتش، عذاب، قتل، باز داشتن از راه خدا، محنت و بلای شدید، که البته بسیاری از این ها معنای لغوی فتنه نیست، بلکه در این مفاهیم به کار رفته و در آیاتی که این واژه آمده، به این معانی تفسیر شده است. بیشترین کاربرد این واژه در متون دینی در سه مورد است: 1: امتحان و آزمون 2: آمیختگی حق و باطل 3: آشوب و هرج و مرج 1 - آزمایش و امتحان: از سنّت های حتمی و استثنا ناپذیر خداوند، «امتحان» است. هر کس و هر قوم و هر جامعه ای با چیزی آزمایش می شود تا میزان صداقت و ادعا، ایمان و کفر، تحمل و ناشکیبی آنان مشخص شود. به آن چیزی که وسیله آزمایش است، «فتنه» گفته می شود؛ مانند: اموال، اولاد، قحطی، کمبود، مرگ و میرها، بلاها و شداید. در آیات ابتدایی سوره عنکبوت، با اشاره به این برنامه الهی می خوانیم: « أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (2) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ (3) ».(عنکبوت) «آیا مردم پنداشتند همین که گفتند ایمان آوردیم، رهایشان می کنیم و امتحان نمی شوند؟ ما مردمِ پیش از ایشان را آزمودیم، پس باید خدا روشن سازد کسانی را که صادقند از کسانی که دروغ می گویند.» و در آیه ای دیگر، ضمن بیان این که هر کس مرگ را خواهید چشید، می افزاید: «و نبلوکم بالخیر و الشرّ فتنة؛ ما شما را به وسیله خیر و شرّ امتحان می کنیم.» این نشان می دهد که ابزار امتحان، همیشه امور دشوار و ناراحت کننده نیست. گاهی مردم با ثروت امتحان می شوند، گاهی با فقر، گاهی با قدرت، گاهی با ضعف، گاهی با مرگ و میر عزیزان، گاهی با تولد فرزند و افزایش افراد خانواده، گاهی با سلامتی و عافیت، گاهی با بیماری، گاهی با شهرت، گاهی با گمنامی، گاهی با زیبایی، گاهی با زشتی، گاهی با وفور نعمت، گاهی با قحطی و خشک سالی و نمونه های دیگر. در قرآن، حدود بیست مورد، فتنه به معنای امتحان به کار رفته است. آزمایش و امتحان، در سرگذشت اقوام پیشین هم بوده است. قرآن با نقل آن ها به مسلمانان درس و پیام می دهد که خود را آماده تحمل بلاها و آزمون های سخت الهی در راه ایمان و مکتب بسازند. چند نمونه را یاد می کنیم: الف) ناقه صالح: ناقه صالح، یکی از وسایل امتحان خدا بود. قوم حضرت صالح از او معجزه ای درخواست کردند که ناقه سرخ رنگی را از دل کوه بیرون آورد تا به او ایمان آورند. وی با اذن و قدرت الهی، شتر ماده ای را همراه با بچه اش از دل سنگ بیرون آورد. ویژگی های آن ناقه و فرزندش در آیات قرآن آمده است. قرار بر آن شد که آبِ آبشخورها و نهرها به طور کامل یک روز متعلّق به شتر باشد و کسی آن روز آب بر ندارد و روز دیگر مخصوص مردم باشد و مردم به آن شتر کاری نداشته باشند و آزاد باشد تا هر جا خواست برود و بچرد. سرانجام آن قوم مشرک، آن ناقه را کشتند و دچار عذاب الهی شدند. قرآن فرستادن آن شتر را یک فتنه و امتحان برای مردم بیان می کند: « إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ » ترجمه: «[به صالح گفتیم:] ما برای آزمایش آنان یقیناً آن ماده شتر [درخواست شده] را خواهیم فرستاد» (قمر27) داستان شتر حضرت صالح در آیات متعددی از قرآن آمده است و بیان می کند که آن قوم در این آزمون الهی شکست خوردند و هم چنان به شرک خود پایدار ماندند. ب) اصحاب سبت: نمونه دیگر، اصحاب سبت است. قومی از بنی اسرائیل کنار دریا زندگی می کردند و خوراک و درآمدشان از صید ماهی بود. آن ها از خدا خواسته بودند یک روز مقدس را برای استراحت و تعطیلی شان قرار دهد. درخواستشان پذیرفته شد و روز شنبه روز تعطیلی معین گشت و قرار شد آن روز کسی ماهی صید نکند. این امتحانی بود برای سنجش میزان اطاعت امر و فرمانبردای شان از حکم خدا. ولی آنان روزهای شنبه با دیدن ماهی ها که کنار آب می آمدند، وسوسه می شدند و با نیرنگ، کانال ها و آب راه هایی درست می کردند تا ماهی ها در آن گیر بیفتند و فردایش آن ها را صید کنند. در واقع، این نوعی تخلّف از دستور با ظاهرسازی و فریب و نیرنگ بود. قرآن کریم این موضوع را هم یک آزمون الهی می داند و از آن یاد می کند: «كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ» ترجمه: «این گونه آنان را در برابر نافرمانی و فسقی که همواره داشتند، آزمایش می کردیم.» (اعراف163) و اشاره دارد که آن قوم که در این آزمون شکست خوردند و نتوانستند اطاعت خویش را ثابت کنند، دچار عذاب الهی گشتند. ج) گوساله سامری: وسیله دیگر برای امتحان قوم بنی اسرائیل، گوساله سامری بود. موسای کلیم، امت خود را از چنگ فرعون نجات داد و از فرعون پرستی به خدا پرستی هدایت کرد. اما در مدت زمان چهل روزه ای که برای مناجات با خدا به کوه طور رفت، «سامری» آنان را گمراه ساخت و با ساختن یک گوساله طلایی که بانگی از آن بر می آمد، ادعا کرد که این خدای شماست. آن قوم، با آن که آن همه آیت و دلایل از موسی دیده بودند، در مقابل وسوسه های اغواگرانه سامری فریب خوردند و گوساله پرست شدند. قرآن کریم، ضمن بیان این ماجرا در آیات مختلف، قوم بنی اسرائیل را نکوهش می کند که چرا در غیاب موسی دست از دین حق و پرستش خدای یکتا کشیدند و گوساله را خدا پنداشتند. هارون (برادر موسی) هم به آنان گفته بود که این یک امتحان است و شما فریب خوردید: « وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ » ترجمه: « و به راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفته اید. » (طه90) 2 - آمیختگی حق و باطل «شرایط فتنه»، شرایطی است که حق و باطل معلوم نباشد و دو گروه یا دو فرد یا دو جریان فکری و سیاسی در مقابل هم قرار گیرند و معلوم نباشد که حق با کیست؟ در چنین مواردی باید انسان به گونه ای رفتار کند که نه از قدرت جسمی او و نه از موقعیت اجتماعی اش به سود باطل بهره برداری نشود. آن چه فتنه را پیش می آورد، به هم ریختن مرزهای حق و باطل، هوس های عده ای در پوشش حق و وظیفه و نیز نقابِ حق زدن به چهره باطل و گمراهی است که جامعه ای را به اشتباه می اندازد. 3 - آشوب و هرج و مرج کاربرد دیگر فتنه، در مورد بلواها و آشوب ها و هرج و مرج هایی است که میان مردم پیش می آید و جان و مال و ناموس مردم به خطر می افتد و امنیت و آسایش از آنان سلب می گردد. به این معنا «فتنه انگیز» به کسی گفته می شود که اختلاف و بلوا پیش آورد و با گفتن حرف ها یا انجام برخی کارها وحدت جامعه را به هم بریزد و نا امنی ایجاد کند. حتی گاهی ممکن است حرف حقی فتنه ای پدید آورد. سعدی گوید: «دروغ مصلحت آمیز، به ز راستِ فتنه انگیز». قرآن کریم به مسلمانان دستور می دهد با کافرانی که مسلمانان را از شهر و دیار خویش آواره ساختند مبارزه کنند و می فرماید: « وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» (بقره 191) فتنه از کشتن شدیدتر است». در آیه ای دیگر ضمن دستور به مسلمانان برای جنگ با مشرکان حریم شکن که مسلمانان را از شهر و دیار خود بیرون کردند، می فرماید: «وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» (بقره217) فتنه از کشتن بزرگ تر است.» فتنه انگیزی و بلوا افکنی، رشته همه امور را در هم می ریزد و جامعه را به هرج و مرج می کشاند و در شرایط نا امنی، هیچ قانونی را نمی شود اجرا کرد و کارهای علمی و فرهنگی و عمرانی هم تعطیل می شود. این که توصیه شده «جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت»، اشاره به ضرورت مراقبت از زبان و حرف هاست که مفسده انگیز و فتنه خیز نباشد. می توان علت فتنه را دو مورد دانست: 1. تبعیت هوای نفس: اولین عامل فتنه، تبعیت از هوای نفس یا شیطان درون است. این شیطان می‌کوشد تا به گوهر جان آدمی دستبرد زند و سرمایه‌های گرانبهایش را به نابودی کشد. او انسان را با آرزوهایش سرگرم می‌کند، تا از مقصد اصلی بازماند. او می‌خواهد یاد خدا را از صفحه دل وزندگی آدمی به کلی پاک کند. پیروی از هوای نفس، شیطان را برجان مسلط می‌کند و تا از انسان لاشه‌ای انسان نما باقی نگذارد، از پای نمی‌نشیند. نفس اماره با داشتن خواهش‌‌های بی پایان،زینت آرایی گناه و هموار کردن و آسان نمایی جرم‌‌های سنگین، در به خطرانداختن انسان ید طولایی دارد و اگر یکه تاز صحنه جان شود، عقل را به اسارت می‌گیرد. 2. بدعت گذاری در دین: احادیث زیادی در مذمت بدعت و بدعت گذاری وارد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرموند: "هرگونه بدعتی، گمراهی است و هرگمراهی، در جهنم است". در قرآن كريم، واژه «فتنه» و مشتقات آن به تناسب مضامين و مفاهيم آيات، در سوره‏هاي مكّي و مدني 61 بار ذكر گرديده است؛ اما چون واژه‏ها در بستر زمان دچار تحوّل معنايي مي‏شوند، اين واژه را نيز برخي از مفسّران به شرك، گناه، آزمايش، امتحان، اختلال و اضطراب در نظام امور تفسير نموده‏اند. نكته قابل توجه در اقوال مفسّران در اين زمينه اشاراتي است كه به طور ضمني دالّ بر آن است كه مراد از «فتنه» در آيات، آشوب‏ها و تشنّج‏هاي ناشي از شرك است، نه خود شرك كه نوعي عمل قلبي و اعتقادي است. از جمله ويژگي‏هاي زمان فتنه، چنين است: «فتنه‏ها چون روي آورند، باطل را به صورت حق نشان میدهند، و چون پشت كنند حقيقت چنان‏كه هست، نمايان میشود.» اين گفتار به روشني، آميختگي حق و باطل را در زمان ايجاد فتنه‏ها نشان مي‏دهد. اصولاً اساسي‏ترين مبناي فريب‏كاري فتنه‏جويان و مؤثرترين عامل پيروزي آنان همين «آميختن حق و باطل» است؛ زيرا اگر آنان سخنان و كردار خود را يكسره بر مقدّمات باطل استوار سازند، گمراهي مردم را موجب نخواهند شد؛ چنان‏كه اساس فتنه خوارج بر آيه «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ»، كه سخن حقي است، استوار بود؛ اما هدفي كه آنان در پي دست يافتن بدان بودند، باطل و گمراه ‏كننده بود. اين از آن‏روست كه غلظت شبهه اين «فتنه‏ها» شديد بود. آنان انسان‏هايي معمولي نبودند كه فتنه آنان براي مردم آشكار باشد. بسياري از آنان در ميان مسلمانان به تهجّد و زهد و انجام عبادات و مستحبّات معروف بودند. ريشه ‏هاي فتنه‏ ها: همانا آغاز پديد آمدن فتنه‏ها پيروي خواهش‏هاي نفساني و نوآوري در حكم‏هاي آسماني است؛ نوآوري‏هايي كه كتاب خدا آن را نمي‏پذيرد و گروهي از گروهي ديگر ياري مي‏خواهد تا بر خلاف دين خدا، اجراي آن را به عهده گيرد. 1. پيروي از خواهش‏هاي نفساني خداي متعال جوهر انسان را با اميال و غريزه‏هاي گوناگوني سرشته است، كه همه آنها در تكامل و تعالي انسان و رسيدن به مقصودي كه خداوند براي انسان ترسيم نموده، نقشي اساسي دارند. بي‏ترديد، وجود غريزه‏هايي همچون خشم و غضب، دوستي و محبت، ميل به زندگي، و كشش جنسي با وجود برخي اختلاف و تضادها ميان آنها، در پي هدف و مقصود واحدي هستند. اما آنچه مهم است نظام‏مندي و اعتدال در بهره جستن از اين اميال و غريزه‏هاست. مادام كه انسان هر يك از خواسته‏ها را در جاي خود به كار گيرد و آن را از نظم طبيعي خارج نسازد، در مسير رسيدن به هدف متعالي و سعادت و رستگاري گام برمي‏دارد؛ اما نگون‏بختي انسان زماني است كه يكي از هوس‏هاي دروني او از حدّ خويش تجاوز كند و از دايره خود پا را فراتر گذارد. در قرآن كريم، آيات فراواني وجود دارد كه مسلمانان را از پرستش هواي نفس و پيروي از آن برحذر مي‏دارند و انسان را از فرجام ناگوار پيروي از آن آگاه مي‏سازند. قرآن كريم هنگام گزارش داستان حضرت داود عليه‏السلام، به سخن خداوند خطاب به آن حضرت اشاره مي‏كند كه فرمود: «يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَي فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ» (ص26) « اي داود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانديم؛ پس ميان مردم به حق داوري كن، و زنهار از هوس، كه تو را از راه خدا بدر كند. قطعا كساني كه از راه خدا بدر مي‏روند، برايشان عذابي سخت است به دليل اينكه روز حساب را فراموش كرده‏اند». اين آيه گوياي آن است كه هر جا گمراهی هست، پاي هواي نفس در ميان است، و هر جا خواهش‏هاي نفساني حاكم است، نتيجه‏اش گمراهی است، و اين دو لازم و ملزوم يكديگرند. در آيه ديگري از قرآن نيز گمراه ‏ترين انسان‏ها كسي معرفي شده كه خواهش‏هاي نفساني را راهنماي عمل خويش قرار داده است: « وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ» ترجمه:« و گمراه تر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند، کیست؟» (قصص50) 2. دنياگرايي از جمله ريشه‏هاي فتنه از صدر اسلام تاكنون، دنياطلبي و دنياگرايي بوده است. اسلام دنيا را وسيله‏اي براي عروج و رسيدن به كمال اخروي مي‏داند. اسلام دنيا را مزرعه آخرت مي‏داند؛ اما كفر و شرك و نفاق دنيا را جولانگاه آرزوها و هوس‏هاي خويش مي‏كنند و بدان ابديت مي‏دهند و آخرت را انكار مي‏كنند. خداوند در اين‏باره مي‏فرمايد: « الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ » ترجمه:« همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و [مردم را] از راه خدا باز می دارند و می خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.» (ابراهیم3) آنان كه دنيا را بر آخرت ترجيح مي‏دهند و راه خدا را سد مي‏نمايند و آن را كج مي‏كنند در گمراهی دوري هستند. در قرآن كريم، 115 بار واژه «دنيا» به كار رفته كه در همه آنها از هدف بودن دنيا، نفي و مذمّت شده است. معانی فتنه در قرآن در آیات قرآن فتنه و مشتقات آن ۶۰ بار به کار برده شده است. در هشت مورد با الف و لام به صورت « الفتنه » و بیست و دو مورد بدون الف و لام یعنی « فتنه » و در بقیه موارد به صیغه های مختلف به کار برده شده است. در مجموع فتنه در آیات قرآن به معانی متعددی به کار برده شده که در زیر به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم: 1- در معنای آزمایش، آزمون : « وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ » (انفال28). « و بدانید که اموال و اولادتان مایه آزمون شما هستند و پاداش سترگ نزد خداوند است. » « وَحَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا... » (مائده 71). و گمان برند که آزمونی در کار نخواهد بود، لذا هوش و گوششان را از دست دادند...» ۲- سرگشتگی و گمراهی: « ... وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا... ». « وکسی که خداوند سرگشتگی اش را خواسته باشد، هرگز برای او در برابر خداوند کاری نمی توان کرد. » ۳- نفاق و اختلاف: « لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» (توبه47). « اگر همراه شما رهسپار می شدند جز فتنه و فساد برای شما به بار نمی آورند، و در میان شما رخنه می کردند و در حق شما فتنه جویی می کردند، و در میان شما جاسوسانی دارند، و خداوند به احوال ستمگران آگاه است ». راه‏هاي رهايي از تنگناي فتنه ‏ها بصیرت چاره فتنه خدای متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مکه می فرماید : ای پیغمبر من با بصیرت حرکت کن « قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي»(یوسف108) « بگو، اين راه من است. من و پيروانم، با بصيرت كامل، همه مردم را به سوي الله دعوت مي كنيم». خود پیغمبر با بصیرت حرکت می کند . تابعان و پیـروان و مدافعان فکر پیغمبر هم با بصیرت . برون ‏نگري و جامعه ‏سازي هر قدر انسان در خوشي‏ها غرق شود و خود را به عوامل دنيايي وابسته كند به همان ميزان، امكان لغزش و فريبش بيشتر است. با توجه به فرمان خدا در آيه 30 سوره «فُصِّلَت»، بايد استقامت كرد: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا »، «قطعا آنان كه مي‏گويند خدا پروردگار ماست و استقامت مي‏كنند، فرشتگان بر آنها نازل مي‏شوند كه نترسيد و اندوهگين نشويد». 3. خودسازي الف. تقوا: انسان براي رهايي از توفان وهمگين و گمراه‏ كننده فتنه، نيازمند شناخت «حق و باطل» است؛ اما مشكل اينجاست كه او در بسياري از موارد، دچار وهم مي‏شود؛ باطل را حق مي‏پندارد و وهم را حقيقت. در اين‏گونه موارد، انسان به ديد و درك نيرومند، روشن‏بيني شگرف و نورانيتِ فوق‏ العاده هاي نيازمند است تا به ياري آن، ديده‏اش حقيقت‏ياب شود. اين قوّه نيرومند و بصيرت‏بخش «تقوا»ست. أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ فِتَنًا كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، يُصْبِحُ الرَّجُلُ مُؤْمِنًا وَيُمْسِي كَافِرًا، أَوْ يُمْسِي مُؤْمِنًا وَيُصْبِحُ كَافِرًا، يَبِيعُ دِينَهُ بِعَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا» (صحیح مسلم). «قبل از فرا رسيدن فتنه هايي كه مانند شب تاريك هستند، بسوي اعمال صالح بشتابيد، چون انسان وقت صبح مومن است ولي در اثر اين فتنه ها موقع شام وارد كفر مي شود يا بالعكس. در اين فتنه ها ممكن است كسي از شما در برابر متاع اندك دنيا، دينش را بفروشد». ب. تمسّك به قرآن: بي‏شك، قرآن كريم بيرون‏برنده انسان از تاريكي‏ها و ضلالت‏ها و پيش‏برنده او به سوي روشني و نور است؛ كتابي است هدايت‏آفرين و سعادت‏بخش. يكي از مهم‏ترين راه‏هاي رهايي انسان از تاريكناي فتنه‏ها به شمار مي‏رود. 4. بصيرت و هوشياري از ديگر راه‏هايي كه انسان مي‏تواند در پرتو آن تاريكي‏هاي فتنه را بشكافد و در پناه آن از تنگناي سهمگين و گمراه‏كننده فتنه‏ها بگريزد، آگاهي از حوادث و وقايع پيرامون خود و سپس موضع‏گيري هوشمندانه در برابر آنهاست. در آموزه‏هاي دين مبين اسلام، زيركي و كياست از جمله صفات و ويژگي‏هاي مؤمن دانسته شده است: «المؤمن كَيِّسٌ» از اين‏رو، انسان مؤمن بايد همواره و در هر شرايط، هوشمندانه گام بردارد و در تصميم‏گيري‏ها، از بصيرت و درايت خود بهره گيرد، به ويژه در هنگامه فتنه‏ها و مشوّش شدن افكار و باورهاي مردم و در پي آن، برآشفته شدن جامعه، كياست و زيركي ضروري است. 5. دوری از محل ومکان فتنه آخرین راه رهایی وخلاص شدن از شر فتنه های شدید دوری از مکان فتنه به خاطر حفظ دین است. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يُوشِكُ أَنْ يَكُونَ خَيْرَ مَالِ المُسْلِمِ غَنَمٌ يَتْبَعُ بِهَا شَعَفَ الجِبَالِ وَمَوَاقِعَ القَطْرِ، يَفِرُّ بِدِينِهِ مِنَ الفِتَنِ» (صحیح بخاری). رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «در آيندة نزديك، زماني فرا مي رسد كه بهترين مال و دارايي مسلمان، گوسفندانش هستند كه وي به دنبال آنها به مناطق نزول باران و قلة كوهها مي رود تا دينش را از خطر فتنه ها، محفوظ نگه دارد». نتيجه ‏گيري آنچه که گفته شد مي‏توان اين‏گونه جمع‏بندي كرد كه ريشه اصلي همه فتنه‏ها خواهش‏هاي نفساني است كه خود منشأ همه گمراهی ‏ها در سطح جامعه مي‏شود. خداي متعال جوهره انسان را با اميال و غرايز گوناگون سرشته است كه همه آنها در تكامل و تعالي انسان و رسيدن به مقصودي كه خداوند براي او ترسيم نموده، نقش اساسي دارند. اما آنچه مهم است نظام‏مندي و اعتدال در بهره جستن از اين اميال و غرايز است. مادام كه انسان هر يك از خواسته‏ها را در جاي خود به كار گيرد و آن را از نظم طبيعي خود خارج نسازد، در مسير رسيدن به هدف متعالي و سعادت و رستگاري گام برمي‏دارد؛ اما نگون ‏بختي انسان زماني است كه يكي از هوس‏هاي دروني انساني از حدّ خويش تجاوز كند و از محدوده خود پا را فراتر گذارد.
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط