منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
پند واندرز
• پند واندرز، توأم با میانه روی طبق دلایل کتاب وسنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم پند واندرز باید طوری باشد که مردم خسته وملول نگردند، ولازم است که تشویق و ترغیب به هنگام موعظه صورت گیرد. در اینجا ما به بحث وبررسی این موضوع مهم با استناد به کلام خدا و رسول خدا می پردازیم، تا به خوبی روشن گردد. عن أبی وائل شقیق بن سَلَمَةَ قال إبن مَسعودٍ رضی الله عنه یُذَکِّرُنا فی کلِّ خمیسٍ مَرَّةً، فقال له رَجُلً: یا أبا عبدالرحمن لَوَدِدتُ أنَّکَ ذَکّرتنا کُلَّ یومٍ، فقال: أمّا إنّه یمنعنی من ذالک أنّی أکرَهُ أن أُمِلَّکُم و إنّی أَ تَخَوّلَکُم بالموعظة، کما کان رسول الله صلی الله علیه وسلم یتَخَوَّلُنا بها مخافةَ السّامةِ علینا«متفق علیه» ترجمه: (ابووائل، شقیق بن سلمه رضی الله عنه می گوید: ابن مسعود رضی الله عنه هر پنج شنبه ما را پند واندرز می داد، شخصی به وی گفت: ای ابو عبدالرحمن، دوست دارم هر روز ما را پند وموعظه دهی، ابن مسعود رضی الله عنه فرمود: چیزی که مرا از این امر باز می دارد، این است که دوست ندارم شما را ملول و خسته کنم. وبه همین منظور علاقه وشوق شما رادر نظر می گیرم و هر از گاهی شما را موعظه می کنم، همان گونه که حضرت رسول صلی الله علیه وسلم از ترس دلسردی وملالت ما، رعایت می کردند) پس، از این حدیث نبوی نتیجه می گیریم که باید موقعیت را در نظر داشته باشیم حتی اگر بخواهیم جایی سخنرانی کنیم، تا اینکه خدایی ناکرده ما باعث وبانی خستگی ویا ملالت شنونده نشویم. بزرگترین و بهترین واعظ «پند دهنده» قران کریم می باشد. چنانکه خداوند در سوره ی یونس/آیه 57 می فرماید: (يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ) ترجمه: «ای مردم یقیناً از سوی پروردگارتان برای شما پند وموعظه ای آمده، و شفاست برای آنچه [ازبیماری های اعتقادی و اخلاقی] در سینه هاست، و سراسر هدایت و رحمتی است برای مؤمنان.» آنچه از این آیه فهمیده می شود این است که، قرآن بزرگترین پند و موعظه ای برای اصلاح انسانها خواهد بود. زیرا در آن تشویق، ترغیب و سخن از بهشت و دوزخ واز پرهیزکاران و بد کاران به میان آمده است. وبه خوبی از آنان در همه ی زمینه ها«خصوصی، اجتماعی ، سیاسی، علمی، اقتصادی» دعوت می کند. و برای پذیرفتن آن نیازمند قلبی سلیم و عقلی سرشار می خواهد. از هر بیماری که باعث تمریض روحمان می شود و همچنین سبب عقب ماندگیمان می گردد به خداوند پناه می بریم، لذا شایسته است که هر داعی مردم را با قرآن وسنت و کلام أئمه آشنا دهد، تا ازین طریق باعث نرمی قلب انسانها گردد. لذا دعوتگر دینی باید به گونه ای مردم را پند دهد که باعث خستگی یا ملولیت آنان نگردد. لذا برای روشن ساختن موضوع به آیه ی 125/ سوره نحل اشاره می کنیم، که باری تعالی فرمود: ( ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ) ترجمه: (([مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن، و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و می ادله] بپرداز، یقیناً پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه شده اند و نیز به راه یافتگان داناتر است. )) در آیه ی کریمه ی فوق الله متعال یک دعوتگر را برای اینکه که در کار خود مؤفق باشد، سه روش را به او آموزش می دهد: الف) حکمت ب) پند و موعظه نیک و پسندیده پ) مجادله ی درست وصحیح و از روی حکمت اولاً: حکمت به این معناست که هر چیزی را درست و دقیق در جای خودش قرار گیرد. الف» وقت مناسب ب» سخن سنجیده و به موقع پ» مکان وجایگاه مناسب ج» بعضی اوقات باید برای افراد صبر کنید تا موقعیت روحی او بدست آید تا بتوانید برای او سخن و صحبت کنید، پس زمانی پند دهید که آماده پذیرش داشته باشد. ثانیاً: پند نیک؛ شاعری در باره ی پند نیک می گوید: به شیرین زبانی ولطف خوشی**** توانی که کوهی به موی کشی لذا پند و اندرز باید با زبانی شیرین و گویا و روحیه ای توأم با تبسم باشد، زیرا با لبخند می توانید نیرویی مثبت به وی منتقل کنید، و دعوت شما را بپذیرد و نهایتا سخن شما را قبول کند. با این حرکت زیبا، دل وقلب وی را به تسخیر خود درآورده و قلب وی را برای ایمان آماده خواهید کرد. پس پند نیک آن است که قبل از هر چیز تدبر کنیم که چه باید بگوییم. وقتی که این آمادگی را پیدا کردیم، لب به سخن باز کنیم. طبق حدیث شریف که حضرت فرمودند: (من کان یؤمِنُ بالله والیَومِ الآخِرِ فَلیَقُل خیراً أو لِیَصمُت) ترجمه: « هر کس که به خدا و روز آخرت ایمان دارد پس سخن خیر بگو یا اینکه سکوت اختیار کن» امام شافعی رحمة الله علیه می فرماید: قبل از اینکه شخصی مسلمان بخواهد حرف بزند، تفکر نماید سپس سخن بگوید. پس در هر کاری فکر کردن لازم است، وسخن مانند گلوله تفنگ است که نباید آن را از دست دهیم. شاعر می گوید: تا مرد سخن نگفته باشد*** عیب وهنرش نهفته باشد در واقع عیب و هنر هر انسانی در زبانش می باشد. زیرا تا سخن نگفته باشد، عیب وهنرش معلوم نخواهد شد، پس انسان هنرمند کسی است که در برنامه خود به خوبی نتیجه بگیرد، به خصوص فرد داعی که می خواهد راه خدا ورسولش به مردم بفهماند و مردم را از عذاب دنیا و آخرت نجات دهد. ثالثا:مجادله وبحث به گونه ای صحیح و درست با شد، به این معنا کهبه جدل و مناقشه طولانی نکشد. و رسول خدا علیه الصلاة والسلام مجادله وبحث طولانی طوری که به نزاع کشیده شود نهی کرده است. و خداوند هم می فرماید: جادلهم بالتی هیَ أحسن؛ با بهترین روش با آنان گفتگو کن. باید گفت وقتی با حکمت و پند پسندیده و روش درست وبا دقتی فراگیر به دین خدا فرا خواندی و طرف مقابل نپذیرفت و برای ردّ گفتار و دعوت تو دلیل می آورد، با روشی درست و اخلاقی دلایل نادرست وی را با جواب که او را قانع کند، جوابش را پاسخگو باش وگرنه به سراغ سایر دلایل برو و او را قانع کند، پس اگر نتیجه درست بین طرفین حاصل نشد، او را رها کن و وقت دیگر برای بحث و گفتگو تعیین شود و با آمادگی تمام برای وقت بعدی با وی مباحثه ومجدله نما. چه زیباست سری به سوره کریمه بقره/ آیه 258 بزنیم ومناقشه پیامبر ابراهیم علیه الصلاة والسلام أبو الموحّدین استماع کنیم: (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) ترجمه:«آیا [با دیده عبرت] ننگریستی به کسی که چون خدا او را پادشاهی داده بود [از روی کبر و غرور] با ابراهیم درباره پروردگارش به می ادله و ستیز و گفتگوی بی منطق پرداخت؟! هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده می کند و می میراند [او] گفت: من هم زنده می کنم و می میرانم. [و برای مشتبه کردن کار بر مردم، دستور داد دو زندانی محکوم را حاضر کردند، یکی را آزاد و دیگری را کشت.] ابراهیم [برای بستن راه مغالطه و تزویر به روی دشمن] گفت: مسلماً خدا خورشید را از مشرق بیرون می آورد، تو آن را از مغرب برآور! پس آنکه کافر شده بود، متحیر و مبهوت شد. و خدا گروه ستم گر را [به خاطر تجاوز، ستم، پافشاری بر عناد و لجاجشان] هدایت نمی کند. » طبق آیه ی فوق می توانیم به خوبی نتیجه بگیریم که که مجادله با انسانهای ستمگر که خودخواه و خودبین هستند، حتی در مقابل پیامبران خدا هم می ایستند و نمی خواهند که حقیقت را دریابند بلکه تکبر وغرورشان مانع از پذیرفتن حق وحقیقت می شود،او نه تنها قصد پذیرفتن حقیقت را ندارد، بلکه او می خواهد با استفاده از دلایلی پوچ و بی اساس با حق و حقیقت مقابله کند.آنچه که تقویت کننده ی مطالب فوق خواهد بود، قصه ی مجادله ی ابراهیم علیه السلام با نمرود بود، که نمرود هرگز نمی خواست بپذیرد که حق با ابراهیم علیه السلام است، گرچه پیروز نهایی میدان سیدنا ابراهیم علیه السلام بود و نمرود نتوانست ابراهیم را مغلوب خود کند وبا اصطلاحی زیبا الله متعال، حالت نمرود را اینگونه به تصویر می کشاند: «فَبُهِتَ الذی کفر» ترجمه:" پس کسی که کفر ورزیده بود حیرت زده شده بود." به هر حال الله متعال می فرماید: «وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَن» ترجمه:" و به بهترین روش با آنان مجادله کن" از آیه کریمه اینگونه استنباط می شود که اگر کسی سلیقه و روش مجادله بلد نیست هر گز وارد بحث و مجادله با او نشود. بعضی اوقات فردی به خوبی به عقیده ی خود واقف است و حتی او به حقانیت آن معترف است، اما روش مجادله ی صحیح را بلد نیست، نهایتا او در این مجادله شکست می خورد، لذا برای او بهتر این است که خود را از این مجادله دور کند یا خود را در معرض آن قرار ندهد.از سیدنا عماربن یاسر روایت است که رسول الله علیه الصلاة والسلام فرمودند: طولانی بودن نماز و کوتاه خواندن خطبه نشان از علم و آگاهی فرد است. «ریاض الصالحین/امام مسلم- ش869» منظوراز خطبه، خطبه ی روز جمعه است. وبسیاری از علماء و اندیشمندان این حدیث را عام می دانندکوتاه بودن خطبه وغیره دو تا ویژگی دارد: 1) عدم در پی داشتن خستگی در شنونده. 2) سخن کوتاه بالعکس سخن طولانی قابل فهم ودرک است.
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط