منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
حیاء
• حیاء به طور کلی حساسیتهایی که با فطرت بشری سازگار نباشد گذراست و دوامی ندارد. مکاتب و آیینهایی که دستاورد بشری است روزی به میدان می آید و از چند صباحی به کنار می رود، اما احکام خدا چون مطابق با فطرت است کهنه نمی شود مگر آن که فطرت آدمی زنگار بندد. یکی از امور فطری شرم و حیاست. حیا به معنای پروا داشتن است به طوری که دیگران از انسان چیزی را نبینند که ناخوشایند باشد. حیاء از ریشه «ح ی و» یا «ح ی ی» به معنای شرم داشتن و آزَرم و منظور از آن خودداری از انجام دادن کارهای زشت به سبب ترس از سرزنش شدن است. وقتی آدم و همسرش حوا از آن میوۀ ممنوع شده خوردند، عورتهایشان برای همدیگر نمایان شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآَتُهُمَا» (اعراف 22) با وجود آن که فرد دیگری در بهشت نبوده است، بازهم حالتی از حیا در آنان پدیدار می شود و درصدد برمی آیند که برای خود پوششی درست کنند. از این روست به سرعت از برگهای درختان بهشت برای خود ستر عورتی درست کردند. بنابر این در دو انسان اولیه هم با وجود این که فرد دیگری در آن مکان نبوده است، شرم و حیا به طور فطری وجود داشته است. با این حال گاهی شرم و حیا بر اثر برخوردهای زیاد و گاهی درگیریها از بین می رود. باید از رسیدن به این مرحله به شدت خودداری شود. هرچه قدرت عقلانیت در انسان بالاتر می رود، میزان خوب و بد را بهتر می فهمد، لذا درصد حیا هم در او بالاتر می رود و از این که دیگری از او عملی را ببیند که شایسته نیست شرمگین می شود. آموزشهای دنیای جدید گاهی به صورتی است که حیا را بسیار بد جلوه می دهد و به بیان بهتر ارزشمندی شرم و حیا را به کلی نادیده می گیرد. البته آنچه با فطرت آدمی مغایرت داشته باشد مذموم است و به مرور زمان مردم به سوی فطرت الهی خود بازخواهند گشت.  انواع حیا شرم و حیا را از یک منظر می توان به دو نوع عام و خاص تقسیم کرد. الف) حیای عام: در مسائل عمومی مطرح می گردد. برای مثال انسان در برابر فرد بزرگی از انجام کاری شرم می کند؛ زیرا آن کار یا دون شأن خود اوست و یا در شأن طرف مقابل نیست. این نوع از حیا در روابط اجتماعی نمود می یابد، به ویژه در ارتباط با جنس مخالف؛ چه باید توجه داشت که حفظ شرم و حیا در برخورد با جشن مخالف از دستورات شریعت است و کسی حق ندارد گام در حریم دیگری نهد. ب) حیای خاص: حیای خاص در خانواده و در مورد روابط خصوصی میان همسران واعضای خانواده مطرح می شود. بحث حیا در خانواده از مباحث مهم تربیتی به شمار می رود. خانواده نخستین مکان برای آموزش فرزندان است تا بیاموزند در همۀ جهات مثل کلام و رفتار و پوشش حیا و شرم را در زندگی به کار بندند. در این مسائل مربوط به عفاف و مسائل جنسی نیازمند رعایتهای جدی است. در محیط خانواده و میان اعضای آن باید حریم عفاف و حیا مراعات گردد، حتی در بیان الفاظ هم باید دقت گردد که سخنان با معیار حیا بیان گردد. پدر و مادر موظفند مسائل مربوط به بلوغ را به فرزندان خود که در آستانۀ بلوغند، آموزش دهند اما این آموزش باید با انتخاب الفاظ مناسب و با کنایه و اشاره باشد. قرآن کریم بحث حیا در خانواده را با ظرافت خاصی بیان می کند: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ » (نور 58) ای اهل ایمان باید که از شما اجازه بگیرند کنیزان و فرزندان زیر سن بلوغ شما در سه موقع، قبل از نماز صبح و هنگامی که لباسهایتان را از تن بیرون می کنید و بعد از نماز عشا این سه برای شما زمان خلوت حساب می شود. در این آیه بیان می گردد که بچه های زیر سن بلوغ در صوتی که خواستند وارد اتاق یا خلوت شما شوند در این سه زمان باید اجازه بگیرند پس معلوم می شود که باید به آنها آموزش داده شود که سرزده وارد اتاق نشوند. نکته: به طور خلاصه در خصوص فطری بودن و اجرای حیا چه در جامعه و چه در خانواده توجه به دو نکته ضروری است: اول این که باید از این نیرو و حس فطری نگهداری شود و دوم این که در انجام رفتارها باید دقت لازم مبذول گردد زیرا مؤدبانه بودن یا نبودن رفتارها حکایت از میزان حیای فرد دارد.  اهمیت حیا مسألۀ حیا و شرم، هم از نظر عقلی و هم از نظر نقلی جایگاه مهمی دارد. عقلانی بودن شرم و حیا و اهمیت آن بر هیچ کس پوشیده نیست. در احادیث به ارتباط حیاء با عقل و دین، و به تبع آن ایمان، توجه شده است. در این میان احادیثی وجود دارد که بر ربط وثیق دین (و ایمان) به حیاء تأکید می‌کند، از جمله دو حدیث « اَلحیاءُ مِنَ الایمانِ» (متفق علیه)، «حيا جزء ايمان است» و «اَلحیاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الایمانِ» (بخاری)، « حياء و آزرم شاخه اي از ايمان است«.  پیامدهای مثبت مادّی و معنوی حیاء به پیامدهای مثبت مادّی و معنوی حیاء نیز توجه شده است؛ مثلا براساس فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه وسلم: «الحياء لا يأتى إلّا بخير» (بخاری) حيا چيزي جز خیروخوبي، به ارمغان نمي آورد». حیاء عیوب فرد را از دیگران می‌پوشاند و در کنار صداقت، حسن خلق و شکر نعمتهای الهی، گناهان انسان را به حسنات تبدیل می‌نماید، چنانکه به کار بستن همزمان حیاء، حسن خلق، وفای به عهد، تدبیر در امور و آزادمنشی موجب برانگیخته شدن اقبال عمومی جامعه به فرد میگردد. زمینه های بروز و تجلی حیا الف: حیا در کلام: کلام و گفتار هر فردی در حقیقت نشانگر بسیاری از نیات و مقاصد فرد است. این کار فرد برای مطلبی که در نظر دارد، زیباترین گفتار را برمی گزیند بیانگر عفت کلام اوست. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «قُل لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِیَ أحسَنُ» (اسراء 53)، «به بندگان من بگو که به بهترین نحو سخن بگویند». گاهی یک لفظ نامناسب ممکن است دلی را بشکند چه بسا تخم کینه را در آن بنشاند و منجر به دشمنی و بروز اختلافات زیادی شود. الفاظی که در سخنان ما به کار می رود، هم می تواند الفاظی پی برده و خالی از ادب باشد و هم الفاظی کاملاً کنایی و زیبا همراه ادب. به همین جهت است مسائلی که ذکر آنها قبیح است اسامی کنایی زیادی دارد، این امر نشانگر آن است که انسان به طور فطری به حیای در کلام پایبند است. ب: حیا در پوشش: در فطرت آدمی استفاده از پوشش به صورت امری نهادینه مطرح است و البته در بانوان جلوۀ بیشتری دارد، نوع پوشش معمولاً بیانگر حالت حیا و عفاف و یا عدم آن است. لذا مسأله پوشش هم در خانواده و هم در جامعه باید جدی گرفته شود. نوع پوشش در خانواده امری مهم و شایان توجه است. به این معنا که به نوع پوشش والدین در حضور فرزندان و یا نوع لباسی که فرزندان استفاده می کنند باید دقت شود. نوع لباس دختران در خانواده و در برابر برادران و پسران باید جدی گرفته شود؛ زیرا پوشش در برابر محارم هم حد و حدودی دارد که لازم است رعایت شود. در جامعه هم به نوعی پوششی که استفاده می شود باید توجه جدی شود. بسیار ناپسند است که خانمها لباسهای نانمناسب به جامعه بیایند و مشغول جلوه گری شوند و یا حتی لباسهای نامناسب را بر تن فرزندان خود کند اگر خداوند به بانوان دستور پوشش می دهد، این پوشش را به طور فطری در وجود آنها نهاده است. زنانی که تربیتی مطابق با فطرت دارند به طور ناخودآگاه وقتی در محیطهای ناسالم قرار بگیرند دچار نوعی اضطراب می شودنأ، قرآن کریم در داستانی زیبا وقتی از قصۀ حضرت مریم علیه السلام سخن می گوید این حالت اضطراب را به بهترین شکل بیان می کند. ج : حیا در رفتار: نوع دیگر شرم و حیا حیایی است که در رفتار فرد تجلی می کند. رفتار آدمی باید به گونه ای باشد که سراسر بر اساس شرم و حیا باشد و این ارزشی است که قرآن با صراحت از آن یاد می کند. در داستان دختران شعیب علیه السلام وقتی می خواهند که حضرت موسی علیه السلام را به طرف خانه پدر راهنمایی کنند، با شرم و آزرم راه می روند. «فَقد جاءَت إِحداهُا تَمشی عَلَی استِحیاءٍ» (قصص 25). « ویکی از آن دو بسوی موسی آمد در حالیت که با حیا راه می رفت».  حیای مذموم تمام صفات پسندیده در عین این که لازم الاجراست و عمل کردن به آن نوعی فضیلت به شمار می رود، اگر از مرز تعادل خارج شود، مذموم است. به طور کلی در تمامی امور افراط و تفریط قبیح است. بنابراین اگر در موضعی که جایگاه حیا نیست، انسان شرم و حیا از خود نشان دهد، موجب حرمان وی خواهد شد. حیا در موارد زیر به طور کلی مذموم است: الف: حیا در بیان حق: در بیان سخن حق نباید شرم وجود داشته باشد. یکی از علل ترک شدن امر به معروف و نهی از منکر حیا کردن بی جاست، باید توجه شود که حفظ و رعایت شؤون در بیانات شرط است اما نباید مانع از بیان حق شود ب: حیا در بیان احکام شریعت: احکام شریعت گاهی به مواردی مربوط می شود که انسان از گفتن و یا سؤال کردن دربارۀ آن شرم دارد. این نوع شرم موجب می شود که احکام خدا اجرا نگردد. بیان این احکام با حفظ حریمها واجب است. گاهی متأسفانه دیده می شود که چون مادر از بیان احکام برای دختر و پدر برای پسر شرم و حیا داشته اند تا مدتها اعمال عبادی آنها با مشکل روبه رو بوده است. البته باید به فرزندان آموزش داده شود که دربارۀ مسائلی که نمی دانند سؤال کنند. ج : حیا در آموختن علم: بسیاری افراد از گفتن کلمۀ «نمی دانم» خجالت می کشند، نکتۀ مهم آن است که در مقام علم آموزی شرم و حیا معنا پیدا نمی کند. د : حیا در مقام عذرخواهی: به هنگام عذرخواهی نباید خجالت کشید، اگر فعل نامناسبی از فردی سربزند نباید از عذرخواهی کردن احساس شرمندگی کند. اگرچه عذرخواهی بسیار سخت است، آنسان باید بداند که نه تنها با عذرخواهی خوار نمی شود بلکه باعث بزرگی او خواهد شد.  موارد حيا شرم و حيا، هم سيره زبانى و هم سيره رفتارى انسان را در بر مى‏گيرد كه در اين‏جا به بعضى از موارد آن اشاره مى‏كنيم: الف) حيا در نگاه: قرآن مجيد براى حفظ عفت در جامعه، براى مردان و زنان وظيفه مشتركى را مقرّر داشته و آن، حيا در نگاه كردن است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ» (نور29)، «به مؤمنین بگو چشم‏هاى خود را از نامحرم فرو گيرند.» در آیه فوق، كلمه «يَغُضُّوا» آمده كه به معناى كم كردن است؛ يعنى مؤمن بايد نگاه خود را كوتاه كند. ب) حيا در راه رفتن: قرآن مجيد از زنان خواسته است در راه رفتن نيز حيا را رعايت كنند: «وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ؛(نور 30)، زنان به هنگام راه رفتن، پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانشان دانسته شود.» اين تكليف بدان دليل بود كه در آن زمان، زنان خلخال به پا مى‏كردند و لذا از آنان خواسته شد كه حتى از رساندن صداى خلخال به گوش مردان بيگانه، خوددارى كنند. يكى از وصاياى لقمان به پسرش اين بود كه روى زمين با تكبر راه مرو، «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا» (اسراء 37)، زيرا تواضع در راه رفتن، نشانه حيا است. البته اين سفارش لقمان در واقع براى همه افراد اعم از زن و مرد است. هم‏چنين حيا اقتضا مى‏كند كه فرزند در راه رفتن، از پدر و مادرش پيشى نگيرد. پ) حيا در سخن گفتن: قرآن مجيد از زنان پيامبر مى‏خواهد كه در سخن گفتن مواظب باشند و با طنّازى و كرشمه صحبت نكنند: « فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» (احزاب 33)، «و به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند.» هر چند مخاطب مستقيم آيه، همسران پيامبرند ولى نمى‏توان حكم را منحصر به آنها دانست، بلكه همه زنان مسلمان را در بر مى‏گيرد. حيا اقتضا مى‏كند كه كيفيت صحبت كردن به گونه‏اى باشد كه موجب تحريك و تهييج نامحرم نگردد. ت) حيا در پوشش: پوشش انسان مسلمان بايد با موازين شرع منطبق باشد و به وقار و حياى او آسيب نرساند. در اين مسئله، فرقى بين زن و مرد نيست. حجاب، حكم مسلّم اسلام براى زنان و مردان است. اسلام با لباس وپوشش بدن‏نما و نازك، مخالف است، چون حيا و عفت عمومى را مخدوش مى‏سازد. يكى از مصاديق حيا در پوشش، پرهيز از شبيه ساختن زنان به مردان و بالعكس است. پيامبر اکرم صلی الله علیه وسلم میفرمایند: «لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ، وَالْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ» (ترمذی)، «خداوند مردانى را كه شبيه زن مى‏شوند و زنانى كه خود را شبيه مرد قرار مى‏دهند، نفرين كرده است.» بهتر است پدران و مادران در محيط خانه نيز پوشش مناسب داشته باشند تا حرمت‏ها شكسته نشود.  علل بى‏حيايى‏ هر چند گفته شد كه حيا در انسان، امرى فطرى است اما علل و عواملى او را از اين امر فطرى دور مى‏سازد، كه در اين‏جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم: 1 - حرمت شكنى: اگر در جامعه مرزها و حريم‏ها معيّن نباشد و هر كس به خود اجازه دهد وارد حريم ديگران شود، به تدريج بى‏حيايى در جامعه رواج پيدا مى‏كند. صميميت و خودمانى شدن در جاى خود امرى پسنديده است اما اگر به افراط كشيده شد، حرمت‏ها شكسته مى‏شود. در اسلام جاى‏گاه هر كس تعريف شده است. پدر و مادران نبايد پرده شرم ميان خود و فرزندان را بردارند و حرف‏هايى بزنند كه ارزش آنان را نزد فرزندانشان پايين آورد. همين‏طور فرزندان نيز بايد حرمت والدين را نگه دارند و از گفتار يا عملى كه حمل بر بى‏حيايى مى‏شود پرهيز كنند. هر چند ارتباط نزديك فرزندان با پدر ضرورى است، اما اسلام به آنها سفارش كرده كه او را به نام صدا نزنند. اين نكته مهمى است كه گاهى از آن غفلت مى‏شود. 2 - درخواست غير ضرور از مردم: گرچه مشكلات زندگى گاهى آدمى را به درخواست از ديگران وا مى‏دارد اما تا ضرورت ايجاب نكند نبايد دست نياز به سوى ديگران دراز كرد، چون به تدريج حيا از آدمى رخت بر مى‏بندد. البته موارد اضطرار از اين قاعده مستثناست. 3 - پرحرفى: يكى از عوامل بى حيايى، زياد سخن گفتن است. 4 - شراب‏خوارى 5 - معصيت خدا: يكى از آثار گناهان، دريدن پرده‏هاى اجتماعى و بى‏حيايى است. با توجه به آنچه پیرامون بحث حیا بیان گردید، درواقع توجه به صفت زیبای حیا زمینه ی اعتلا ومعرفت وتقرب یافتن به محضر حق که کمال شایسته انسان است را برای انسان هموار مینماید. حیا به عنوان یک دستور الهی است و در فرمایشات رسول اکرم صلی الله علیه وسلم نیز بر آن تاکید شده، لذا بایستی ابتدا در نهاد خانواده وسپس دراجتماع فرهنگ سازی شود تا از آثار ارزشمند آن همچون، روابط سالم اجتماعی، دینداری، پایبندی بحقوق الهی، حجاب و..برخوردارشویم. پایان امیدواریم با استعانت از خداوند متعال خانواده ای با حیا وجامعه ای به دور از بی حیایی و بی عفتی داشته باشیم. با خدا باش پادشاهی کن ***** بی حیا باش هرچه خواهی کن
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط