منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
وصیت از دیگاه قرآن وسنت
• وصیت از دیدگاه قرآن و سنت وصیت از مهم ترین افعالی می باشد که شایسته است شخص مومن آن را انجام دهد، حال یا از جنبه ی نصیحت و پند و یا از جنبه مالی که هر دو در جامعه ضروری و ملزم است لذا پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم می فرمایند: (ما حق امرئ مسلم له شيء يوصي فيه يبيت ليلتين إلا ووصيته مكتوبة عنده ) ترجمه: (شایسته نیست بر شخص مسلمان اگر چیزی داشته باشد و دوشب براو بگذرد و وصیت را ننویسد)، همان طور که در حدیث مشاهده کردید اهمیت این موضوع فهمیده می شود پس نباید انسان مسلمان از آن غافل باشد . از مجموعه آیات و احادیث فهمیده می شود که واژه ی وصیت به دو مفهوم تلقی می شود که هردو از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا د راین سخنان ما هر دو مفهوم را مورد بررسی قرار داده ایم ان شاء الله که استفاده کافی و وافی را ببریم. جزاکم الله خیرا.  تعریف لغوی و اصطلاحی: وصیِت از ریشه¬ی "وَصِیَ" است که در لغت به معنای گیاهان به¬هم وصل شده و بافته شده آمده و "أرض واصیة" یعنی زمینی که سراسر از گیاهان به¬ هم متصل پوشیده شده باشد. "وصیت" در اصطلاح علم اخلاق با پند و موعظه سفارش کردن بر دیگری، جهت فرمان بردن و عمل نمودن است؛ و در اصطلاح فقه این است كه انسان، تملیك و واگذاری عین مال یا منفعت آن را بعد از وفات خودش به شخص دیگر یا عموم مردم سفارش کند؛ به¬طوری¬که تصرف در اموال وی بعد از مرگش برای دیگران مباح باشد. "وصیت" عبارت است از برنامه¬های عهد و إیصال(رساندن)، و آن همان چیزی است که به آن وصیت می¬شود؛ و "وصىّ" کسی است که متّصف به تعهّد و إیصال باشد؛ این معنى بر "موصى(وصیت کننده)" که تعهد می¬کند، نیز صدق کرده، و همچنین بر "موصى الیه" نیز صدق می¬کند، که قبول إجراء تعهد نموده و تحقّق رساندن وصیت به دست ایشان است. • وصیت در قرآن : واژه¬ی "وصیت" در قرآن كریم در دو معنا به کار رفته: اخلاقی که به معنی موعظه و نصیحت باشد، و فقهی که سفارش فردی به وصی خودش، برای رسیدگی به اموال و كارهای باقی مانده¬ی بعد از مرگ او، مطرح شده است. الف. سفارش و موعظه: 1. خداوند، برترین موعظه كننده : پروردگار متعال در قرآن كریم برای تكامل روحی و معنوی انسان، او را به انجام اموری سفارش نموده که قدم گذاشتن در راه حق اهم آن است:«وَ أَنَّ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»«این راه مستقیم من است، از آن پیروى كنید! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پیروى نكنید، كه شما را از طریق حق، دور مى‏سازد! این چیزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند، شاید پرهیزگارى پیشه كنید!» آگاهی و معرفت انسان، حتی اگر اهل تفكر باشد، در برابر جهان هستی ناقص و كوتاه است که اگر به خود واگذاشته شود، قادر به تشخیص حق از باطل نیست و هر لحظه با قدم گذاشتن در راه نادرست، به وادی هلاکت و تباهی سقوط می¬کند؛ اما تنها چیزی كه می¬تواند نجات دهنده¬ی انسان از این خطر عظیم شود، قدم گذاشتن در راه حق و پیروی از فرامین و دستورات الهی است كه خدای متعال بشریت را به آن توصیه کرده است. همچنین نیكی به والدین از دستورات مؤكد خدای تبارک به انسان¬هاست: «وَ وَصَّینَا الْانسَانَ بِوَالِدَیهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بىِ مَا لَیسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَاتُطِعْهُمَا...‏» «ما به انسان توصیه كردیم كه به پدر و مادرش نیكى كند، و اگر آن دو (مشرك باشند و) تلاش كنند كه براى من همتایى قائل شوى كه به آن علم ندارى، از آنها پیروى مكن!..‏.» یكی از سفارشات و دستورات اكید خداوند به انسان، احترام به پدر و مادر و اطاعت از دستورات آنهاست. وجوب این مسئله به حدی است كه در قرآن مجید لفظ والدین به صورت عام و مطلق بیان شده و احترام به پدر و مادر غیر مسلمان را نیز شامل می¬شود. تنها استثنایی كه وجود دارد، دستور والدین به شرك و گناه است که فرزندان از اطاعت از این نوع اوامر نهی شده¬اند. عدم تصرف در مال یتیم، دقت در حلال و حرام و صبر در برابر مشكلاتی که در راه خدا به سراغ انسان می¬آید، نیز از جمله توصیه¬های خداوند در قرآن مجید است. 2. توصیه در سیره¬ی پیامبران : پیامبران الهی از جمله سیدنا ابراهیم و یعقوب –علیهماالسلام- رمز موفقیت و سعادت انسان را در تسلیم در برابر حق خلاصه کرده و به فرزندان خود سفارش نموده¬اند. قرآن با بیان این وصیت به انسانها متذكر می¬شود، همانگونه كه در این دنیا مسئول و نگران معیشت فرزندان خود هستند، از زندگی معنوی آنها نیز نباید غافل باشند.«وَ وَصَّى بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یعْقُوبُ یابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ لَكُمُ الدِّینَ فَلاتَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» «و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت كردند (و هر كدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! خداوند این آیین پاك را براى شما برگزیده است و شما، جز به آیین اسلام [تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید.» ضمیر "بِها" در آیه به "مِلَّة" برمی¬گردد كه در آیه¬ی قبل ذکر شد؛ به این معنا که سیدنا ابراهیم و یعقوب فرزندان خویش را به ملت و دین حنیف توصیه نمودند. و اینکه قرآن واژه¬ی "وصیت" را به کار برده، چون انسان هنگامى وصیت می¬كند كه آثار موت را احساس نماید، پس راجع به امور مهم توصیه كند، نه امور غیر مهم؛ لذا می¬گویند: وصیت كرد، و نمی¬گویند: امر كرد. دوم اینکه وصیت را به فرزندان سیدنا ابراهیم اختصاص داد، چون از هر جهت با دیگران امتیاز داشتند و از طرفى مردم پس از رحلت آن بزرگوار توجه و علاقه¬ی خاصى که داشتند، به این سو بود؛ لذا این توصیه به فرزندان، جهت تأكید ویژه است. ب. وصیت از نگاه فقهی: چنانکه در معناشناختی بیان شد، "وصیت" در اصطلاح فقهی اینست كه انسان بعد از وفات خود، شخص دیگری را مالك مال خود یا منفعت آن نموده و یا دیگری را برای انجام اموری و تصرف چیزی مأمور نماید. از جمله امور مربوط به وصیت از نگاه فقهی در قرآن مجید به قرار ذیل است: 1. انجام وصیت : خداوند در قرآن کریم به عنوان امر مستحب و مؤكد به پرهیزكاران امر می¬كند كه قبل از اینكه مرگ آنها فرا برسد و اموال آنان به عنوان ارث، میان وارثان تقسیم شود، به¬طور عادلانه و به دلخواه خود، برای نزدیكان خود وصیت كنند: «كُتِبَ عَلَیكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَیراً الْوَصِیةُ لِلْوالِدَینِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی المُتّقینَ»ترجمه: «بر شما نوشته شده: هنگامى كه یكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبى [مالى‏] از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیكان، بطور شایسته وصیت كند! این حقّى است بر پرهیزكاران!» تعبیر "كُتِبَ عَلَیكُمْ" برای امر وجوبی است؛ اما ذیل آیه مقید به متقین شده و دال بر وجوب را از بین برده که اگر دلالت بر وجوب داشت، مناسب بود با تعبیر "حقا على المؤمنین" قید بزند؛ بنابراین ‏وصیت كردن در قوانین اسلامى هر چند عمل مستحبى است، اما چون مستحبّ مؤكد است از آن با جمله¬ی "كُتِبَ عَلَیكُمْ" تعبیر شده، و ذیل آیه (حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ) آن را تفسیر نموده است. ذكر والدین و فرزندان در اینجا نیز به منظور تذكر و عدم اجحاف در حق آنان است. همچنین در آیه¬ای دیگر با تأكید در رعایت حقوق همسر بعد از وفات شوهر، بیان گردیده است: «وَ الَّذِینَ یتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَ یذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِیةً لّأَِزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلىَ الْحَوْلِ غَیرَْ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَاجُنَاحَ عَلَیكُمْ فىِ مَا فَعَلْنَ فىِ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ...»‏ ترجمه: «و كسانى كه از شما در آستانه¬ی مرگ قرار مى‏گیرند و همسرانى از خود به‏جا مى‏گذارند، باید براى همسران خود وصیت كنند كه تا یك سال، آنها را (با پرداختن هزینه¬ی زندگى) بهره‏مند سازند، به شرط اینكه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نكنند)؛ و اگر بیرون روند، (حقى در هزینه ندارند ولى) گناهى بر شما نیست، نسبت به آنچه درباره¬ی خود، به¬طور شایسته انجام مى‏دهند...» آیه¬ی شریفه به شوهران گوشزد می¬كند كه اگر همسرانتان، بعد از مرگ شما، تمایلی به ماندن در خانه¬هایتان داشته باشند، مستحب است مقداری از مالتان را هنگام مردن برای آنها وصیت كنید که تا وقتی كه بخواهند در آنجا بمانند، وارثان هیچ¬گونه حقی بر تجاوز به حقوق و سهم ¬الارث آنها و نیز بیرون كردن آنان از خانه¬¬ی شوهرش را ندارند. 2. توجه به وصیت : پروردگار متعال در قرآن مجید، برای هریك از وراث سهم¬الارثی تعیین نموده و در همان آیات ارث بعد از بیان سهم اولاد، والدین و... توجه به وصیت میت را قبل از انجام وصیت تأكید نموده است: «یوصیكُمُ اللَّهُ فی‏ أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ... مِنْ بَعْدِ وَصِیةٍ یوصی‏ بِها أَوْ دَینٍ...» «خداوند در باره¬ی فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم (میراث) پسر، به اندازه¬ی سهم دو دختر باشد... (همه اینها،) بعد از انجام وصیتى است كه او كرده، و بعد از اداى دین است...» عمل به وصیت آنقدر مهم است كه قبل از پرداخت سهم وارثان، اگر میت وصیت و دیونی داشته باشد، ابتدا باید وصیت وی اجرا شده و دِینش پرداخت شود؛ سپس باقیمانده¬ی اموال میان وراث تقسیم گردد. البته در آیات بعد که سهم همسران را مشخص نموده، وصیت میت با قید "غیرمُضارّ" محدود کرده است:«وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ¬یكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ... مِنْ بَعْدِ وَصِیةٍ یوصى‏ بِها أَوْ دَینٍ غَیرَ مُضَارٍّ وَصِیةً مِنَ¬اللَّهِ...» «و براى شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندى نداشته باشند... پس از انجام وصیتى كه شده، و اداى دین، بشرط آنكه (از طریق وصیت و اقرار به دین،) به آنها ضرر نزند. این سفارش خداست...»با توجه به تصریح آیه، عمل به وصیت مشروط به این است كه به وارثان ضرری وارد نشود؛ بنابراین اگر میت به قصد ضرر زدن به وارثان ،بیش از یك سوم اموال خود را به كس دیگر یا جای دیگری وصیت كرده باشد، رسیدگی به آن قبل از تقسیم ارث واجب نیست؛ و همچنین اگر آنچه را كه وصیت كرده جزو واجبات و دیونی كه بر عهده او بوده، نباشد، عمل به آنها نیز واجب نیست. 3. حضور شاهد در ثبت وصیت : دستور قرآن به مؤمنان اینست كه آنان جهت صحت عمل به وصیت آنها و عدم كاستی در انجام وصیت، باید در هنگام وصیت كردن، دو نفر عادل كه عدالت¬شان برای او ثابت شده، به عنوان شاهد و ناظر در نزد خود حاضر كند:«یأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ شهَادَةُ بَینِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیةِ اثْنَانِ ذَوَاعَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ ءَاخَرَانِ مِنْ غَیرِْكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فىِ¬الْأَرْضِ...» ترجمه: «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید؛ هنگامى كه مرگ یكى از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد یا اگر مسافرت كردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانى نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهى بطلبید...» اهمیت این مسئله به قدری زیاد است كه حتی اگر دسترسی به انسان مسلمان برای او مقدور نبود، می¬تواند از دو نفر كافر ذمی عادل استفاده كند؛ در این صورت اگر وارثان از صداقت شاهدان و عمل كنندگان به وصیت، مطمئن نبوده و در صحت وصیت شك داشته باشند، به آن دو شاهد مراجعه كرده و با قسم دادن آنها در حضور دیگران، حقیقت برایشان آشكار می¬شود. 4. تغییر دادن وصیت : وصیت، از جمله سفارشات مؤكد خداوندی است که تغییر دادن آن توسط دیگران، گناهی بزرگ و نابخشودنی است:«فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سمَِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلىَ الَّذِینَ یبَدِّلُونَهُ...» ترجمه: «پس كسانى كه بعد از شنیدنش آن را تغییر دهند، گناه آن، تنها بر كسانى است كه آن (وصیت) را تغییر مى‏دهند...» ویژگی وصیت این است كه مطابق با عقل و شرع بوده و انسان عاقل آن را بپذیرد؛ لذا وصیتی كه مطابق با این شرائط باشد، احترام به آن واجب است و كسی كه كوچكترین تغییری در آن به وجود آورد، برای او گناه محسوب می-شود. 5. اصلاح وصیت: از آنجا كه در دین مبین اسلام انجام دادن گناه، حرام و دارای عقوبت است، تغییر دادن وصیتی كه در آن امر به گناه شده، كاری خداپسندانه است:«فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَینهَُمْ فَلَاإِثْمَ عَلَیهِ...» «و كسى كه از انحرافِ وصیت كننده (و تمایل یك جانبه او به بعض ورثه)، یا از گناه او (كه مبادا وصیت به كار خلافى كند،) بترسد، و میان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نیست (و مشمولِ حكم تبدیلِ وصیت نمى‏باشد.)...» اگر اجرا کننده¬ی وصیت تشخیص بدهد كه میت، وصیت به گناه كرده، جائز است با تغییر آن، از عمل به گناه جلوگیری كند. همچنین اگر میت در وصیت خود، عدالت را میان وارثان رعایت نكرده باشد ، در این صورت اجرا كننده ی وصیت، می¬تواند با تغییر در مفاد آن، میان وراث صلح و آشتی برقرار نماید.
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط