منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
محافظت از زبان
محافظت از زبان ونهی از غیبت وسخن چینی الحَمدُ لله الَّذی خَلَقَ الإِنسانَ، وَ عَلَّمَهُ البَیان، وَامتَنَّ عَلَیهِ بِالشَّفَتَینِ وَاللسان، والصَّلاة والسَّلامُ عَلی مَن ضَمَنَ لِمَن حَفَظَ لِسانَ الجِنان، سیدنا محمد و آله و صَحبه أَهلُ الفَضلِ وَالإِحسان، أما بعد: فیقول الله سبحانه و تعالی: (مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ) (قاف/18) «انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است.» قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ يَضْمَنْ لِي مَا بَيْنَ لَحْيَيْهِ وَمَا بَيْنَ رِجْلَيْهِ أَضْمَنْ لَهُ الْجَنَّةَ» ترجمه:(کسی که آنچه که دربین دو لبش است وآنچه که در میان دو پای اوست ضمانت کند، من برای او بهشت را ضمانت میکنم.) از آنجايی که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی نیازمند تفاهم می باشد، خداوند متعال زبان و قدرت تکلم را در نهاد و سرشت افراد بشر قرار داده، تا در پرتو آن با هم نوعان خویش ارتباط برقرار نموده و به آسانی ما فی الضمیر خود را به یکدیگر تفهیم نمایند. اما اگراين تكلم به جا و درست از آن استفاده نگردد، ممکن است دست خوش آفات شده و در نتیجه پیامدهای خطرناک و جبران ناپذیری را به بارآورد.بنابراین اطلاع از پیامدهای غیبت وسخن چینی می تواند نقش مؤثر و چشمگیری در عدم ابتلا به این بیماری را ایفا نماید. *پس لازم است که بدانیم: اولا: غیبت وسخن چینی چیست؟ ثانیا: چه پیامدها و آثار زیانباری را به بار می آورد؟ *اهمیت و ضرورت بحث: همانگونه که اشاره گردید، زبان و قدرت تکلم از جمله بزرگترین نعمت ها و موهبت های الهی به شمار می رود.اما باید توجه داشت هر چیزی که از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار باشد، مسئولیت سنگین تری را بر عهده دارد، خطرات بزرگتری نیز او را تهدید می کند.از جمله خطرات که همواره زبان را تهدید می کند، بیماری مهلک غیبت وسخن چيني است؛ اين بیماری که انسانها از قدیم الأیام با آن دست به گریبان بوده، وهمچنان از آن رنج می برند. برای محافظت و حراست از این نعمت بزرگ الهی و مقابله با انواع آفاتها به خصوص غیبت و سخن چيني، لازم است تدبیرات اساسی سنجیده شود.با توجه به اینکه پیشگیری بهتر از درمان است، در قدم اول باید فرهنگ پیشگیری از ابتلا به این بیماریها را در جامعه نهادینه نماییم و این امرمهم، تحقق نمی یابد مگر با شناخت دقیق از این بیماریها و در رأس آن، ازپیامدهای آن.بنابراین پرداختن به پیامدهای غیبت و سخن چینی، امري ضروری و حیاتی به نظر می رسد. *غیبت در لغت: غیبت در لغت به معنای «پشت سر کسی بدگویی کردن ، عیب او را گفتن، زشت یاد کردن » به کار رفته است. *غیبت در اصطلاح: غیبت دراصطلاح شرع عبارتست از اینکه: انسان در غیاب و پشت سر مؤمن، عیوب و نقایص او را در قالب سخن و گفتار یا با اشاره وحرکات بیان نماید؛ به طوری که اگر بشنود، ناراحت و آزرده خاطر شود. خداوند در سوره حجرات آیه 12 می فرمایند: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ) «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از بسياري از گمانها بپرهيزيد ، كه برخي از گمانها گناه است ، و جاسوسي و پرده‌دري نكنيد ، و يكي از ديگري غيبت ننمايد؛ آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ به يقين همه شما از مرده‌خواري بدتان مي‌آيد ( و از آن بيزاريد، غيبت نيز چنين است و از آن بپرهيزيد واز خدا پروا كنيد) ، بي‌گمان خداوند بس توبه ‌پذير و مهربان است». باز پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم در رابطه با غیبت می فرمایند:«أَتَدْرُونَ مَا الْغِيبَةُ» ؟ قَالُوا اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: «ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ» قِيلَ: أَفَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ فِي أَخِي مَا أَقُولُ؟ قَالَ: «إِنْ كَانَ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدْ بَهَتَّهُ»ترجمه:«آيا مى‏دانيد غيبت چيست؟پاسخ دادند: خدا و پیامبرش به آن داناترند.پیامبرفرمود:« غيبت [اين است كه] برادرت را به آنچه كه دوست ندارد ياد كني».گفته شد: اگر آنچه گفته شود در او باشد؟پیامبرفرمود:«اگر[آنچه می گوئی] دراو باشد غيبتش كرده اي و اگر نباشد به او بهتان زده ای». با توجه به معنای لغوی و اصطلاحی غیبت می توان چنین نتیجه گرفت که هرگاه انسان در غیاب کسی به هر شکل و شیوه ی عیبی از عیوب او را بیان نماید، به گونه ی که او از شنیدن آن ناراحت شود، غیبت محسوب می گردد. از تعریفی که برای غیبت بیان گردید، چند نکته نیز روشن می گردد: 1 - قلمرو غيبت: «فاش ساختن عیب دیگران» عنصری است که موجب تحقق بخشی غیبت می شود. حال فرق ندارد که آن عیب «جسمانی باشد، یا اخلاقی، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند: لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اينها.» 2 – مصادیق غیبت برخی از افراد تصور می کنند که غیبت و سخن چینی فقط با گفتن تحقق پیدا می کند؛ در صورتی که اگر «با اشاره ی دست، چشم، ابرو، پا، کنایه و گوشه زدن ، نوشتن و... » صفتی کسی را بیان نماید که او از آن کراهت دارد، آن نیز غیبت محسوب می گردد. *سخن‌چینی در لغت: به معنی خبرکشی است. کسی که سخن می‌برد. *سخن‌چینی در اصطلاح: به این معنا است که سخن کسی را به دیگری بگوید و موجب اختلاف آن دو گردد خداوند در سوره قلم آیه 11 می فرمایند: (هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمیمٍ) از کسانی که بسیار عیب جو و سخن چین هستند پیروی مکن همچنین در اولین آیه سوره همزه می فرماید: (وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ) (همزه/1) ترجمه:«وای بر هر عیب جوی سخن چینی» از آنجای که غیبت و سخن چینی، پیامدهای فردی و اجتماعی فراوانی را به بار می آورد، در شرع مقدس اسلام، حرام اعلام شده است. *پیامدهای غیبت و سخن چینی: بدون شک غیبت و سخن چینی آثار مخرب و زیانبار فراوانی را به بار می آورد، که در این قسمت آثار غیبت و سخن چینی را به اختصار بیان می کنیم: الف: پیامدهای فردی غیبت و سخن چینی: 1– از دست دادن اعمال نیک بدون تردید اعمال نیک، بزرگترین سرمایه ی انسان به شمار می رود؛ سرمایه ای که سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی او به آن بستگی دارد. از جمله پیامدها و شاید بتوان گفت دردناک ترین و زجرآورترین پیامدهای غیبت و سخن چینی ، از دست دادن اعمال نیک و انتقال آن به نامه ی عمل کسی است که غیبت و سخن چینی او را کرده است. و عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلَمَةٌ لِأَخِيهِ مِنْ عِرْضِهِ أَوْ شَيْءٍ، فَلْيَتَحَلَّلْهُ مِنْهُ اليَوْمَ، قَبْلَ أَنْ لاَ يَكُونَ دِينَارٌ وَلاَ دِرْهَمٌ، إِنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ أُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلَمَتِهِ، وَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سَيِّئَاتِ صَاحِبِهِ فَحُمِلَ عَلَيْهِ» (رواه البخاری) ترجمه:«ابوهريره رضي الله عنه ازپیامبر- صلی الله علیه وسلم- روایت کرده است که فرمود: هر کس ظلمی به برادرش نموده، خواه به آبروی او لطمه زده، یا هر حق دیگری از او پایمال کرده است همین امروز قبل از رسیدن روزی که درهم و دیناری وجود ندارد، از او حلالیت بخواهد. اگر عمل صالحی داشته باشد، (روز قیامت) به اندازه ی ظلمش از او گرفته می شود، (و به حساب کسی که به او ظلم نموده، منظور می گردد) و اگر عمل نیک نداشته باشد، از گناهان مظلوم کم می کنند و بر دوش ظالم می گذارند.» 2 – محرومیت از بهشت: یکی از پیامدهای ناگوار غیبت و سخن چینی محرومیت از بهشت است. َقَالَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ نَمَّامٌ(متفق عليه) ترجمه:«رسول الله فرمود: انسان سخن چین وارد بهشت نمي شود.» ب: پیامدهای اجتماعی غیبت وسخن چینی 1 – ترور شخصیت: اسلام همانگونه که برای جان و مال انسانها اهمیت و ارزش قائل شده است و هرگونه تعرض نسبت به آن را حرام دانسته، آبرو و حیثیت او را نیز محترم شمرده است. پیامبر صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در این زمینه میفرمایند: «كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ»صحيح مسلم ترجمه :«پیامبر می فرماید: خون، مال و آبروی مسلمان را بر دیگران حرام کرده است.» «غیبت و نمامي» از جمله عواملی است که حیثیت و آبروی انسان را به خطر می اندازد، به گونه ای که موجب از بین بردن آبرو و شخصیت انسان می گردد.شخص غیبت کننده با غیبت و بدگویی از فردی که سالیان سال با رفتار و منش انسانی در میان مردم آبرومندانه زندگی کرده، به طوری که همگان از او به نیکی و بزرگی یاد می کنند، موقعیت اجتماعی و آبروی چندین ساله ی او را جریحه دار کرده و با این عمل زشت در حقیقت شخصیت او را ترور کرده است. 2 – از بین بردن وحدت و انسجام: همان گونه که قبلا بیان گردید انسان موجودی اجتماعی و مدنی است، بدون شک زندگی اجتماعی نیازمند تعاون، تعامل، همکاری و همیاری است؛ تا در سایه ی آن جامعه ی انسانی به شکل منسجم و یکپارچه به سرعت قله های پیشرفت و ترقی را یکی بعد از دیگری فتح نماید. غیبت و سخن چینی از جمله عواملی است که وحدت و انسجام انسان ها را در معرض خطر قرار می دهد، و اگر جامعه ی به آنها دچار شود مهر و محبت، یک دلی و یک رنگی، صفا و صمیمت از آن جامعه رخت برمی بندد و دشمنی و کینه، جایگزین آن خواهد شد و دیری نخواهد گذشت که جامعه ی منسجم و تک بافته، به دانه های زنجیر از هم گسسته مبدل خواهد شد. 3 – بر انگیختن حس انتقام جویی: از آنجای که هر انسانی فطرتا دوست ندارد که کسی پشت سر او بدگویی نماید، چنانچه بفهمد کسی پشت سر او بدگویی کرده و آبرو و حیثیت او را جلو دیگران لکه دار نموده است، طبیعتا واکنش نشان داده و در صدد انتقام جویی بر خواهد آمد. در ضرب المثل عربی آمده: «لا تَغتَب فَتُغتَب وَ لا تَحِق لأَخیکَ حُفرَةٌٌ فَتَقَعَ فِیها.» ترجمه :«غیبت نکن که مورد غیبت واقع می شوی و برای برادرت گودالی نکن که خود در آن خواهی افتاد.» شاعر چه زیبا سروده است: چاه مکن بهری کسی اول خودت دوم کسی کسی که با غیبت کردن در صدد شکستن و از بین بردن آبرو و حیثیت شخص دیگر می باشد در حقیقت خود را در معرض غیبت قرار می دهد و بدین سان زمینه را برای از بین بردن شخصیت خود فراهم می سازد. تا اینجا به برخی از پیامدهای غیبت به طور گذرا اشاره گردید و بدون شک این صفت مذموم، ضررهای فراوانی را بر پیکره ی فرد و جامعه وارد می سازد که مقاله ی حاضر گنجایش بیان تمام آن ها را ندارد و علاقمندان به این بحث را به کتب که در این زمینه نگارش یافته است ارجاع می دهد. *پیامدهای دنیوی و اخروی غیبت وسخن چینی: پیامدهای زشت و آزار دهنده¬‌ای برای غیبت شونده و غیبت کننده به بار خواهد آورد که شامل موارد ذیل می¬‌باشد: * پیامدهای زشت غیبت وسخن چینی در دنیا: 1) ریختن آبرو وشکستن حریم 2) ایجاد دشمنی و اختلاف ۳) سلب اعتماد ۴) تبلیغ زشتی ها ۵) تضعیف وحدت *پیامدهای آخرتی غیبت وسخن چینی ۱) مانع پذیرش اعمال نیک ۲) انتقال نیکی¬‌ها 3) تأخیر پاداش و تقدیم مجازات 4) عذاب قبر ۵) تجسم زشت در روز قیامت ۶) از بین برنده اعمال نیک ۷) محروم شدن از بهشت خلاصه این که اگر در اسلام غیبت وسخن چینی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین گناهان کبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردی و اجتماعی آن است. *انگیزه غیبت وسخن چینی :عالجه غیبت وسخن چینی نیاز به شناسایی انگیزه‌های آن دارد که در ذکر این اسباب می¬‌توان به موارد ذیل اشاره داشت:‏ 1- همراهی با دیگران . 2- خنثی کردن اثر حرفی که درباره او زده شده است. 3- برای تبرئه کردن خود از اتهام. 4- حسد به کسی که مردم به او احترام کنند و دوستش دارند. 5- مزاح و شوخی . 6- مسخره کردن دیگری و خوار شمردن او. *راههای درمان غیبت و سخن چینی: غیبت و سخن چینی مانند بسیاری از صفات ناپسند تدریجا به صورت یک بیماری روانی در می‏آید، به گونه‏ای که غیبت کننده و سخن چین از کار خود لذت می‏برد و از این که پیوسته آبروی این و آن را بریزد احساس رضايت و خشنودی می‏کند و این یکی از مراحل بسیار خطرناک اخلاقی است.این‌جا است که سخن چین و غیبت کننده باید قبل از هر چیز به درمان انگیزه‏های درونی که در اعماق روح او است و به این گناه دامن می‏زندبپردازد.اما معالجه اجمالی سخن چینی و غیبت متذکّر شدن آیات واخباری است که در عقوبت آن ذکر شده است. اگر به آن‌ها معتقد باشد و بداند که آن مایه خشم خدای تعالی است از چنین کار زشتی می کشد.اما درمان تفصیلی، آن است که انگیزه‌¬های سخن چینی و غیبت را شناسایی کند و به درمان هر یک بپردازد. از جمله این اسباب می¬‌توان به موارد ذیل اشاره کرد. این که بدانی خدا به تو درسخن چینی و غیبت نمودن خشم می¬‌کند و چگونه خشم او را در رضای مخلوق ‏جوئی و بپسندی که دیگران را خشنود کنی و مولای خود را حقیر سازی مگر این‌که خشمت برای خدا باشد و آن هم لازم ندارد که نام خشم‌گیر شده را ببری بلکه باید باز هم برای خدا خشم کنی و به رفیقانت که غیبت کردند خشم کنی. زیرا با بدترین گناه خدایت را نافرمانی کردند.راه دیگر این است که بفهمی دشمنی خدا سخت‏تر است از دشمنی مخلوق و با غیبت و سخن چینی به خشم خدا دچار می‌شوی و نیز نمی¬‌دانی مردم از تو خشنود شوند یا نه؟ باید ملاحظه کنی که اگر خواستی دیگری را نزد مردم رسوا کنی به رسوا کردن خود نزد خدا و فرشته‌ها و انبیاء دست زدی و اگر بیندیشی در افسوس و شرم و رسوائیت در روزی که گناهان او را به دوشت بگزارند و به دوزخت برانند از رسوا کردن او به هراس می¬‌افتی. بدان که شیطان به تو حسد برده و به واسطه غیبت و سخن چینی حسناتت را به سوی آن فرد رهنمون می‌سازد. *نتیجه گیری پس ای عزیزان، با بندگان خدا كه مورد دوستی خداوند هستند، محبت قلبی داشته باش، مبادا با محبوب حق، دشمنی ورزی كه خداوند در این صورت ترا از رحمت خود دور می سازد. قدری در آثار دنیایی و اخروی غیبت و سخن چینی اندیشه كن و در صورت های وحشتناك این گناه در قبر و قیامت تأمل نما و به اخبار و احادیثی كه در این زمینه وارد شده است دقت كن و میان چند دقیقه بذله گویی و نتایج این گناه مقایسه ای به عمل آور. در این صورت از این گناه پرهیز خواهی كرد. در پایان از خداوند متعال خواستاریم که توفیق عمل عنایت فرماید.آمین وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط