منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
اولویت امامت وپیش نمازی
• اولویت امامت و پیش نمازی در فقه اهل سنت و جماعت الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله ومن والاه سپاس خداي راكه پروردگارجهانيان است، و با سلام و درود بربنده ورسول خدا محمّد خاتم پيامبران و بر آل و اصحاب اوكه پيشگامان هدايت بوده اند وسلام ودرود برتمام كساني كه تا روز قيامت به نيكي از آنان پيروي مي‌كنند.مسجد تنها مکانی است که پذیرای افراد گوناگون با خطوط فکری مختلف وسنین متفاوت است.از این رو امام جماعت در رأس این امر باید ارتباطات خوبی با همه افراد داشته باشد.مقتدیان هم نباید نسبت به امورات مسجد بی تفاوت باشند و همان گونه که به امورات خانه و خانواده خود اهمیت قایلند، نسبت به مسجدکه خانه الله متعال می باشد وجمع مسلمانان جهت انجام فریضه ی الهی به این مکان مبارک مشرف می شوند، باید به وظایف دینی و اجتماعی خود عمل نمایند چرا که خداوند این شرف وافتخار را به امت محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم ارزانی کرده است، ومسجد که از ظرفیت بسیار بالایی در رشد و نبوغ استعدادهای دینی و اجتماعی برای عموم برخوردار است، به عنوان مکان عبادت وهمچنین برنامه های مختلف و مفید دیگر قرار داده شده است.ازاین رو اگر قرار است که مسجد با این اهمیت، رسالت خویش را به نحو احسن انجام دهد وافراد مسجدی در مسیر مصالح مسجد جهت دهی پیدا کنند و با دل گرمی و صمیمیت در کنار هم به رفع مشکلات یکدیگر، مسجد و جامعه مسلمانان و غیره بپردازند، در وهله اول باید پیشرو وامامی که با معیارها و مصادیق شرع سازگار باشد، اهل علم و فضل و تقوا و سعه صدر وغیره باشد، جهت طراحی، برنامه ریزی و انجام امور مربوطه به خدمت مسجد و مسلمانان گمارده شود تا تسهیل در امورانجام پذیرد و محوریت کار حفظ و مستحکم گردد. در این نوشتار مختصر به مطالبی که مربوط به این موضوع می باشد خواهیم پرداخت. هرچند زوایای کاروفعالیت در مسجد بسیار وسیع است و درمجال کنونی نمی گنجد اما سعی داریم در فرصت های آتی حتما و تا حد امکان به آن ها نیز بپردازیم . *راهنمای علامات اختصاری و نشانی های داده شده در مطلب: (ص: صحیح بخاری)، (م: صحیح مسلم)، (د: سنن ابوداود)، (جه: سنن ابن ماجه)، (نس: سنن نسائی) ، (ت: سنن ترمذی). **چه کسی شایسته‌تر به امامت است ؟ از ابومسعود انصاری روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود:(یَؤُمُّ القَومُ أَقرَؤُهَم لِکِتابِ الله، فِإِن کانُوا فِی القِراءَةِ سَواءٌ فَأَعلَمُهُم بِالسُّنَّةِ، فَإِن کانُوا فِی السُّنَّةِ سَواءٌ فَأَقدَمُهُم هِجرَةٌ، فَإِن کانُوا فِی الهِجرَةِ سَواءٌ فَأَقدَمَهُم سَلَماً وَلایُؤَمِّنُ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فی سُلطانِه،وَلایَقعُدُ فی بَیتِه عَلی تَکرِمَتِه إلاّ بِإِذنِه.) صحیح : [مختصر م ۳۱۶]، م (۶۷۳/۴۶۵/۱)، ت (۲۳۵/۱۴۹/۱)، د (۵۷۸/۲۸۹/۲)، نس (۷۶/۲)، جه (۹۸۰/۳۱۳/۱)ترجمه:«مردم را قاری‌ ترین شان به کتاب خدا امامت کند،اگردرقرائت مساوی بودند آگاهترین آنها به سنت، اگر درسنت مساوی بودند کسی که در هجرت مقدم است، اگر در هجرت مساوی بودند کسی که زودتر اسلام آورده است، و هیچ کس به جای صاحب خانه (یا امام مسجد) امامت نکند و در جای مخصوص او ننشیند مگر به اجازه‌ی او». و در روایت دیگر از امام مسلم آمده:«فَإِن کانُُوا فِی الهِجرَة سَواءٌ فَأَکثرَهُم سِنّاً» ترجمه:(اگر در هجرت مساوی بودند مسن‌ترین آنها امامت کند. و این روایت مسلم است.) *دلالات حدیث: 1ـ اهمیت و ارزش امام نزد شرع مقدس است. رسول الله صلی الله علیه وسلم، در نبودشان برای مردم امام و امیری که شخصیت قوی ایمانی و مقبولیت اجتماعی داشت، معین می کردند و بعد از وفات ایشان مسلمانان در امورات دینی، اجتماعی، نظامی وغیره برای خود امیر و پیشرو انتخاب می کردند. 2ـ فضل و برتری امری توقیفی و موروثی نیست (هرچند فضایل انسانی مطابق فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم در هر مولودی فطرتا از سوی خداوند به ودیعه گذاشته شده است)، بلکه اکتسابی است از این رو رسول الله صلی الله علیه وسلم خلفای راشدین رضوان الله علیهم و مسلمانان اولیه کاملا به این امر واقف وپایبند بودند. 3ـ فضایل بسیار موشکافانه ودقیق طبقه بندی و بررسی شده و به سلایق مؤمنین ارزش قایل شده است: قاری‌ ترین به کتاب خدا ، آگاهترین به سنت، سابق ترین در هجرت، سابق ترین در اسلام. می بینیم که تلاوت نیکوی قرآن در اولویت قرار گرفته است. 4ـ اهمیت شرع به موضوع حرزو حیطه شخصی افراد، از قبیل: امور دینی ، اجتماعی و خانوادگی. الله متعال می فرماید:( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَالِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) ترجمه:« ای کسانی که ایمان آورده‌اید در خانه‌هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید؛ این برای شما بهتر است؛ شاید متذکّر شوید» ﴿27/نور﴾ (فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ) ترجمه:«و اگر کسی را در آن(خانه) نیافتید، وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر گفته شد: «بازگردید!» بازگردید؛ این برای شما پاکیزه‌تر است؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است! ﴿28/نور﴾ این آیات واحادیث دلالت بر این می کند می‌کند بر اینکه صاحب خانه و امام دائم ومانند اینها از دیگران به امامت شایسته ‌تراند، مگر اینکه خودشان (صاحب خانه و امام دائم) اجازه دهند به دلیل فرموده پیامبر(صلى الله عليه وسلم): (ولایُؤَمِّنُ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فی سُلطانِه…). مشخصا کنایه از اهمیت حیطه خصوصی و وظایف شخصی افراد است که هیچ گونه دخالت در آن بر نمی تابد.مطالب فوق، اهمیت موضوع را می رساند و اینکه چون مسجد جایگاه مهمی است، افراد غیر مسؤول نباید هیچ گونه دخالتی در کار امام کنند.اما چنانچه امام در وظایف خود کوتاهی و تقصیری بدون عذر موجه داشت، باید از طرف افراد مسؤول خیر خواهانه تذکر داده شود. *برخی از نکات مهم در مورد امامت نماز: 1ـ امام به تخفیف نماز امر شده است.از ابوهریره روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمودند: (إِذا صَلّی أَحَدُکُم لِلنّاسّ فَلیُخَفِّف فَإِنَّ فِیهِمُ الضَّعیفُ و السَّقیمُ و الکَبیرُ فَإِذا صَلّی لِنَفسِه فَلیُطَوِّل ما شاء) متفق علیه : خ (۷۰۳/۱۹۹/۲)، این لفظ بخاری است، م (۴۶۷/۳۴۱/۱)،د (۷۸۰/۱۱/۳)، ت (۲۳۶/۱۵۰/۱)،نس(۹۴/۲).ترجمه:«هرگاه یکی از شما برای مردم امامت کرد نمازش را سبک بخواند چون در میان آنها ضعیف، بیمار و مسن وجود دارد و اگر خودش به تنهایی نماز خواند هر اندازه که می‌خواند نمازش را طولانی کند». 2ـ طولانی کردن رکعت اول توسط امام از ابوسعید روایت است: (لَقَد کانَت صَلاةُ الظُّهرِ تُقامُ فَیَذهَبُ الذّاهِبُ إِلی البَقیعِ فَیَقضی حاجَتَهُ ثُمَّ یَتَوَضَّأُ ثُمَّ یَأتِی وَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وسلم) فِی الرَّکعَةِ الأُولی مِمّا یَطُولُها). صحیح : [ص. نس ۹۳۰]، م (۴۵۴/۳۳۵/۱)، نس (۱۶۴/۲). ترجمه:«نماز ظهر برپا می‌شد، بطوری که اگر کسی به بقیع می‌رفت و قضای حاجت می‌کرد سپس وضومی‌گرفت و بر می‌گشت، هنوز پیامبر(صلى الله عليه وسلم) در رکعت اول بود، چون رکعت اولش را طولانی می‌کرد». 3ـ راست کردن صفها واجب است :بر امام واجب است تا صفهای نماز را راست نکرده، شروع به نماز نکند و نمازگزاران را به راست کردن صف ها امر کند، خودش این کار را بر عهده بگیرد یا شخصی دیگر را مأمور کند که به روایاتی در این مورد می پردازیم: الف) از انس روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: (سوُّوا صُفوفَکُم فَإِنَّ تسویَةِ الصَّفِّ مِن تَمامِ الصَّلاة)) متفق علیه : م (۴۳۳/۳۲۴/۱)، این لفظ مسلم است، خ (۷۲۳/۲۰۹/۲) ترجمه:«صفهایتان را راست کنید؛ چون راست کردن صفوف از کمال نماز است». ب: از ابومسعود روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) قبل از نماز به شانه‌ هایشان دست می‌کشید و می‌فرمود:(إِستَووا وَلاتَختَلِفُوا فَتَختَلِفُ قُلوبَکُم…) صحیح : [ ج ۳۹۷۲]، م (۴۳۶ – ۱۲۸/۳۲۴/۱)، د (۶۴۹/۳۶۳/۲)، ت (۲۳۷/۱۴۳/۱)، نس (۸۹/۲)، جه (۹۹۴/۳۱۸/۱).ترجمه:«صفهایتان را راست کنید و اختلاف نکنید که (با اختلاف) قلبهایتان از هم دور می‌شود». ج: از نعمان بن بشیر روایت است: پیامبر(صلى الله عليه وسلم) چنان صف های ما را راست می‌کرد که گویا تیرقداح را راست می‌کند تا اینکه یقین کرد که (راست کردن صفها را) یاد گرفتیم، سپس روزی به مسجد آمد، نزدیک بود تکبیره الإحرام بگوید، مردی را دید که سینه‌اش از صف بیرون آمده بود، فرمود: (عبادالله، لَتُسَوُّنَّ صُفُوفَکُم، أَو لَیُخالِفَنَّ اللهُ بَینَ وُجُوهَکُم) صحیح : [ص. ج ۹۶۱]، م (۴۳۲/۳۲۳/۱). (القداح : با کسر قاف، چوب ساییده شده تیر است، و واحد آن قدح با کسر قاف است.) ترجمه:«ای بندگان خدا، صفهایتان را راست کنید و گرنه خداوند بین شما اختلاف و تفرقه می‌اندازد». یعنی صفهای نماز را به حدی راست و صاف می‌کرد که انگار با آنها تیر راست می‌کرد. (صحیح مسلم با شرح نووی ۴/۲۰۷ ) د: از ابن عمر روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: (أَقیمُوا الصُّفُوفَ، و َحاذُوا بَینَ المَناکِبِ وَ سُدّوا الخَلَلِ وَ لِینوا بِأَیدی إِخوانِکُم وَ لاتَذَرُوا فُرُجاتٍ للشَّیطان وَ مَن وَصَلَ صفًّا وَصَلَهُ الله، وَمَن قَطَعَ صَفًّا، قَطَعَهُ الله) [ص. د ۶۲۰]، د (۶۵۲/۳۶۵/۲). ترجمه:«صفهایتان را راست کنید و شانه‌هایتان را کنار هم قرار دهید و فاصله‌های خالی را ببندید (در راست کردن صف ها) به نرمی از برادرانتان اطاعت کنید و برای شیطان جاهای خالی نگذارید و کسی که صفی را وصل کند خداوند او را وصل می‌کند و کسی که بین صفی قطع کند خداوند او را قطع می‌کند». ه: از انس روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود:(رُصُّوا صُفُوفَکُم،وَقارِبُوا بَینَها،وَحاذُوا بِالأَعناقِ فَوَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ، إِنِّی لَأَری الشَّیطانَ یَدخُلَ مِن خَلَلِ الصَّفِّ کَأَنَّها الحَذَفُ) [ص. د ۶۲۱]، د (۶۵۳/۳۶۶/۲)، نس (۹۲/۲) ترجمه:«صفهایتان را فشرده کنید و فاصله‌ها را پر کنید و گردنهایتان را در یک راستا قرار دهید. قسم به کسی که جانم در دست اوست شیطان را می‌بینم که مانند گوسفند کوچک از جاهای خالی صف داخل می‌شود». الحَذَفُ : بمعنی گوسفندان کوچک و سیاه است. *چه کسی پشت سر امام می‌ایستد؟ از ابومسعود انصاری روایت است که پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: (لِیَلِیَنِّی مِنکُم أُولُوا الأَحلامِ وَالنَّهی ثُمَّ الَّذینَ یَلونَهُم ثُمَّ الّذین یَلونَهُم) صحیح : [ص. د ۶۲۶]، م (۴۳۲/۳۲۳/۱)، د (۶۶۰/۳۷۱/۲)، جه (۹۷۶/۳۱۲/۱)، نس (۹۰/۲). ترجمه:«کسانی از شما پشت سر من بایستند،که دارای عقل و خرد (بیشتری) هستند».طبیعی است که باید افرادی که از علم بیشتری در زمینه دین ومسأله نماز برخوردارند وهنگام نماز حواسشان جمع تر است، باید پشت سر امام بایستن تا در صورت بروز اشکالی در نماز، امام را مطابق سنت، متوجه سازند و یا اگر امام قادر به ادامه نماز نبود، جای وی در پیش نمازی را بگیرند.
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط