منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
اسلام حکم به ظاهر میکند
الحمدلله الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق ونشهد ان محمدا عبده ورسوله موضوع: اسلام حکم به ظاهرمی کند وباطن را به خداوند می سپارد. واما بعد: سپاس خداوندی را که پیامبرش را برای هدایت دین حق فرستاد، و همچین شهادت می دهیم که محمد بنده و فرستاده ی خداوند. یکی از مباحثی که در جوامع بسیار مهم تلقی می شود، ظاهر و باطن افراد جامعه می باشد، که اگر به آن توجه نشود یک معزل بزرگ به بار می آورد، زیرا اساس یک جامعه، افراد آن هستند. و افراد نیز برخوردار از دو ویژگی ظاهری و باطنی می باشند، لذا توجه به این دو ویژگی باعث تعادل جامعه می شود. دین مبین اسلام به ویژگی ها توجه کرده، و حکم را به ظاهر اعمال می دهد، و باطن افراد را به خداوند می سپارد، چون خداوند از سِر و جَهر ما خبر دارد، و قضاوت در آن امر هم به خود خدا واگذار می شود. خداوند درآیات 16و17و18 سوره( ق) درباب ثبت و ضبط اعمال ظاهری وباطنی می فرماید:(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)﴿١٦﴾ «وما انسان را آفريده‌ايم ومى‌دانيم كه نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌كند، وما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم.»إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ﴿١٧﴾ «آنگاه كه دو [فرشته‌] دريافت‌كننده از راست و از چپ، مراقب نشسته‌اند.» مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿١٨﴾ ((هیچ سخنی را به زبان نمی گوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است» بعد ازاینکه به این آیه می نگریم به این نتیجه می رسیم که انسان در پنهان هم مراقب دارد، و مراقب پنهان او خدا و فرشتگان خدا هستند، که تمام اعمال او را ثبت و ضبط می کنند، پس انسان باید تلاش کند، تا هر دو پرونده اش را خوب بررسی کند، تا پرونده ای که دست انسان هاست با آن پرونده ای که دست خدا و فرشتگان خداست مطابقت داشته باشد. واین زمانی محقق می شود، که ظاهرو باطن مثل هم باشند. وقتی باطن را به الله واگذار کردیم دیگر نیازی به تجسس و فضولی در زندگی شخصی افراد را نداریم. یعنی برویم جست و جو کنیم که شخص درخلوت خود چه کار می کند، یا چه کار نمی کند. *اجرای احکام مردم برظاهرشان می باشد، و اعمال پنهان آنها متعلق به الله است: قال عمر بن الخطاب -رضی الله عنه -: (إنَّ ناساً کانوا يؤخَذونَ بِالوَحیِ فِی عَهدِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم ، وَإنَّ الوَحیَ قَدِ انقَطَعَ وَإِنَّما نَأخُذُکُم الان بما ظَهَرَ لنا مِن أَعمالِکُم فَمَن أَظهر لَنا خَیراً أمنّاه و قرّبناه وَلَیسَ لَنا مِن سریرته شیءٌ ، الله یُحاسبهُ فی سریرته وَمَن أَظهَرَ لَنا سوءاً لَم نَأمَنه ولم نُصَدِّقهُ وإن قال إنّ سریرتُه حَسَنَه.) ترجمه: «سیدنا عمر-رضی الله عنه- می فرمایند: به تحقیق در زمان رسول الله- صلی الله علیه وسلم- به وسیله ی وحی بر مردم حکم می شد،یقینا وحی قطع شده است (یعنی پیامبروفات کردند)، وهمانا ما فقط براساس ظاهر اعمالتان بر شما حکم می کنیم. پس کسی که در ظاهر، اعمالش را خوب ببینیم در نزد ما امین است و او را گرامی می داریم، و ما نسبت به باطنش آگاهی نداریم، چون باطن وحکم به باطن متعلق به خداست، پس کسی که در ظاهر، اعمالش را بد ببینیم او را امین وصادق نمی پنداریم، اگرهم بگوید باطنش نیکوست.» *مفهوم: در دوران زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم،هر آنچه که اتفاق می افتاد، مردم از وحی درست یا نادرست آن را می فهمیدند، بعد از اینکه پیامبر از دنیا رفتند، وحی هم همراه با او قطع شد و صحابه برای حکم و قضاوت بین مسلمین هر آنچه در ظاهر با اصول و دستورات شرع مطابقت داشت عمل می کردند، و باطن افراد را به الله واگذرا می کردند. رابطه ی انسان با انسان یک رابطه ی بصری است، یعنی در آنچه می بیند می تواند حکم و قضاوت کند و هر آنچه را که نمی بیند به خدا واگذارد، باطن وسرّ به خدا برمی گردد، اعمال ظاهری بیشترین تاثیر را بر جامعه می گذارند.اعمال پنهانی بیشتر قلب را خراب می کنند، و به جامعه ضرری نمی رساند، بلکه خود شخص مورد ضعف قرار می گیرد، پس دلیلی ندارد که ما به باطن اشخاص کاری داشته باشیم. **نکته های کلیدی که از این حدیث فهمیده می شود: 1- این حدیث حوزه ی فردی شخص را مستحکم می کند، به طوری که کسی حق دخالت و فضولی در زندگی اش را نداشته باشد. 2- عمل به این حدیث باعث جلوگیری از تهمت و افترا در جامعه می شود. 3- وقتی براساس ظاهر شخص حکم به صلاح او شود، اما آن شخص در باطن بد باشد، به مرور زمان قلبش فاسد می شود، و اعمال ظاهریش مانند اعمال باطنیش می شود. 4- اگر شخصی باطن خوبی داشته باشد ودر ظاهر بد باشد باید سعی کند ظاهرش را مانند باطنش کند تا همسو باشد، چون ظاهر بد سبب اعتبار بد می شود، واعتبار بد، انسان را از خیلی موقعیت های مهم عقب می اندازد. *آثار مثبت این رفتار: حکم کردن بر اساس ظاهر افراد باعث ایجاد نظم و اطمینان در جامعه می شود، ثبات را در جامعه افزایش می دهد، به گونه ای که کسی بعد از این به دنبال افتراه و تهمت نمی رود چون باید ثابت کند، در غیر این صورت خودش مورد اجرای حکم قرار می گیرد . *مصداق عملی : در دوران پیامبر در یکی از جنگ ها اتفاقی افتاد که در این بحث باز گو کردن آن جای دارد، یکی از صحابه در هنگام جنگ با یکی از دشمنان بر وی مسلط شد و خواست که او را بکشد اما شخص کافر شهادتین را به زبان آورد صحابی بدون مکث کردن او را کشت، این جریان به گوش پیامبر رسید و پیامبر آن صحابی را توبیخ کردکه نباید این کار را می کردید چون ظاهر کارش درست بوده وتو از قلبش خبر دار نبودی که او از روی ترس مسلمان شده یا از روی اختیار. بنابراین، این داستان سندی برای اهمیت دادن به اعمال ظاهری شخص می باشد، تا کسی بعد از آن دست به عملی عجولانه و بدون فکر نزند. بله این است دین اسلام که اصل را بر صلاح جامعه نهاده حتی اگر جامعه به ظاهر اهل ایمان و اسلام شوند.
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط