منوی اصلی
Skip Navigation Links
عناوین آخرین مقالات
نظر سنجی
آمار بازدید سایت
شتافتن به اعمال خیر
شتافتن به اعمال خير و تشويق کردن بر توجه به خير... الحمد لله والصلاه والسلام علي رسول الله و علي آله و صحبه و من والاه أعوذ بالله من الشيطان الرجيم «وسارعوا الي مغفرةٍ من ربّکم و جنّةٍ عرضهاالسّماوات والارض اعدّت للمتّقين» آل عمران آيه 133 شتاب کنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتي که وسعت آن، آسمان‌ها و زمين است و براي پرهيزگاران آماده شده است «سابقوا الي مغفره من ربکم و جنه عرضها کعرض السماء و العرض» (21حديد) . مسارعه و مسابقه در مسير سعادت به معني کوشش و تلاش دو يا چند نفر براي پيشي گرفتن از يکديگر در رسيدن به يک هدف خوب است. آيات شريفه بيانگر اين نکته است که هان اي اهل ايمان! در انجام‏ دادن کارهايي که باعث آمرزش شما مي‏شود، از يکديگر سبقت بگيريد. شريعت اسلام در تشويق و ترغيب مردم به عمل به خير و نيکوکاري نيز اهتمام زيادي نموده است تا مسلمانان در کارهاي نيک و پسنديده مشارکت فعال و سازنده داشته باشند. عجله در کار خير، ويژگي صالحان خداوند در آيه ۱۱۴ سوره آل عمران عجله در کارهاي خير را از اوصاف صالحان برمي شمارد. در اين‌ مورد که «بندگان صالح» چه ويژگي‌¬هايي دارند، آيات زادي در قرآن کريم به معرفي آنان مي پردازد و در نگاه کلي بايد گفت ، هرکس تلاشش را در اين جهت قرار دهد که رفتار و کردار او دقيقاً بر اساس خواسته¬‌هاي پروردگارش باشد، از جمله اين بندگان صالح خواهد بود اما قرآن کريم در جايگاهيبه مهمترين ويژگي‌¬هاي آنان اشاره کرده است: «يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيوْمِ الْآخِرِ وَ يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يسارِعُونَ فِي الْخَيراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحينَ»؛ به پروردگار و قيامت ايمان آورده، ديگران را به نيکي¬ فرمان داده و از زشتي باز مي‌¬دارند و در (هر) کار خيري شتاب مي‌¬کنند و آنان از صالحان‌اند. به کارگيري اسم صالح در اين آيه بيانگر اين نکته لطيف است که اشخاص صالح و نيکوکار که نيکوکاري جزو صفت ذاتي آنان شده است و به اين ويژگي برتر انساني دست يافته اند به طور طبيعي انسان هايي هستند که در کارهاي خير و نيک عجله مي کنند. از اين رو مي توان يکي از راه هاي شناخت افراد صالح و نيکوکار را در شتاب ورزي ايشان در کارهاي خير دانست . تصحيح يک پندار غلط البته کساني هستند که درتحليل خويش اشتباه مي کنند و اموري را خير مي شمارند که براي ايشان شر است و يا اين که خود را مورد توجه و عنايت و فضل الهي مي دانند درحالي که گرفتار شر و غضب الهي هستند. از اين جمله مي توان به مشرکاني اشاره کرد که داراي مال و منال و فرزندان رشيد هستند. ايشان بر اين باورند که خداوند درخير به ايشان شتاب گرفته است درحالي که منشأ اين پندار نادرست، جهل و ناداني آنان به خدا و آزمون هاي الهي است. (همان) و اگر ايشان به درستي مي نگريستند در مي يافتند که مال و فرزندي که نتوان از آن براي کارهاي خير و نيک و صالح بهره گرفت جز نقمت چيزي نيست و آن چه به ظاهر نعمت است در باطن نقمت و بلايي است که بدان آزموده شده ودر آتش دوزخ از آن بهره مند مي شوند. بنابر اين درتحليل قرآني مال و منال و فرزند و مانند آن تنها زماني خير است که درکارهاي نيک بتوان از آنها بهره گرفت و هزينه و مصرف کرد که اين گونه اعمال خير است و باقيات صالحات و ماندگار مي باشد و در دنيا و آخرت سودمند خواهد بود خداوند در سوره مومنون آيات 55 و 56 چنين مي فرمايند أَيحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مال وَ بَنِينَ ؟ نُسارِعُ لَهُمْ فِى الْخَيراتِ بَلْ لايشْعُرُونَ: .آيا آنها چنين مى پندارند که اموال و فرزندانى را که به آنان داده ايم، براى اين است که درهاى خيرات را به رويشان بگشائيم؟ چنين نيست، آنها نمى فهمند.. سه دليل جهت پيشي گرفتن در کار خير : ۱- بيم از وسوسه شيطان : . هر کس قصد دارد کار خيري کند عجله نمايد در صورت تاخير شيطان در ان نظري دارد. خداوند مي فرمايد : «الشَّيطَانُ يعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَيأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» شيطان شما را از فقر مي ترساند و به کارهاي زشت وا مي دارد ، در حالي که خدا شما را به آمرزش خويش و افزوني وعده مي دهد و خدا گشايش دهنده و داناست. (268 بقره) ۲- بيم و خطر کفر گاهي براي انسان فرصتي بدست مي آيد کار خيري انجام بدهد که اگر تاخير بيندازد ممکن است آن موقعيت از دست برود عَنْ أبي هريره رضي اللَّه عنه أن رسولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيهِ وسَلَّم قال: « بادِروا بالأعْمالِ ، فِتَنا کقطَعِ اللَّيلِ الْمُظْلمِ يصبحُ الرجُلُ مُؤمناً ويمْسِي کافرا، ويمسِي مُؤْمناً ويصبحُ کافرا، يبيع دينه بعَرَضٍ من الدُّنْيا» . (رواه مسلم) از ابو هريره رضي الله عنه روايت است که: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: بشتابيد به انجام اعمال صالحه، پيش از آنکه فتنه هايي ظاهر شود مانند پاره هاي شب تاريک، که شخص صبح مي کند در حاليکه مؤمن است و بهنگام شام کافر مي شود، و شب را مؤمن مي گذراند و صبح کافر مي گردد، دين خود را در برابر متاع کمي از دنيا مي فروشد ۳- بعضي موقع لطف خداوند در زمان مشخصي بر آن کار خير سايه افکنده است که با گذشت زمان عنايت و لطف خدا برداشته خواهد شد. شخص مومن هنگامي که قصد انجام کار خيري نمود، بهتر است آن را به تاخير نيندازد يکي از مصاديق مهم در پايبندي به زمان در کار خير، اداي نماز اول وقت مي باشد خداوند متعال مي فرمايد : «حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ {البقرة238} (با رعايت حضور قلب) ، نمازهايتان و نماز (وسطي) عصر را محافظت کنيد و با خشوع و افتادگي و براي (رضاي) الله آن ها را بر پاي داريد. عجله پسنديده سرعت به معناي شتاب است. در اين جا سخن از اين است که بي توجه به ديگران هر کسي خود مي بايست در کارهاي نيک و خير شتاب ورزد و مکث و درنگ نکند. اگر در هر امري عجله و شتاب و سرعت، نادرست و ناپسنديده است تنها در کارهاي خير و نيک است که شتاب و عجله پسنديده و بلکه مورد تشويق و ترغيب است. .به اين معنا که هر کسي مي بايست خود را با ديگري مقايسه کرده و بسنجد و در کارهاي نيک و پسنديده بکوشد تا از ديگري سبقت گيرد. به سخن ديگر اگر دو تن مي توانند کاري نيک و خير انجام دهند هر يک مي بايست تلاش کند که زودتر از ديگري به آن اقدام کند. چنين رفتاري موجب مي شود که هرگز کار خير و نيک بر زمين نماند و هر کسي بکوشد تا آن را زودتر انجام داده و از زمين بردارد. از اين روست که نوعي مسابقه و پيشي گرفتن از يک ديگر در کارهاي نيک در ميان مردم و جامعه پيش مي آيد. کدام صدقه بزرگتر و ارزشمندتر است؟ عن أبي هُريرهَ رضي اللَّهُ عنه قال: جاءَ رجلٌ إلى النبي صَلّى اللهُ عَلَيهِ وسَلَّم، فقال: يا رسولَ اللَّهِ، أي الصَّدقهِ أعْظمُ أجْرا؟ قال: «أنْ تَصَدَّقَ وأنْت صحيحٌ شَحيحٌ تَخْشى الْفقرَ، وتأْمُلُ الْغنى، ولا تُمْهِلْ حتَّى إذا بلَغتِ الْحلُقُومَ. قُلت: لفُلانٍ کذا ولفلانٍ کَذَا، وقَدْ کان لفُلان » متفقٌ عليه. از ابو هريره رضي الله عنه روايت است که گفت:شخصي خدمت رسول الله صلي الله عليه وسلم آمده گفت: يا رسول الله، اجر و مزد کدام صدقه بزرگتر است؟ فرمود: اينکه صدقه دهي در حاليکه تندرستي و بخيل و از فقر مي ترسي و آرزوي دارائي و ثروت داري و فرمودند: تأخير مکن تا لحظه اي که روح بحلقوم برسد بگويي: به فلاني اينقدر و به فلاني اينقدر در حاليکه اين مال از ورثه ات مي باشد. شرح اجمالي حديث نکته اول : يکي از مشکلات غالب جامعه اسلامي عدم آگاهي صحيح و کافي در امور دين مي باشد مشکل بزرگتر اينکه با وجود اين همه امکانات رسانه اي ، کسي حاضر نيست مراجعه نموده و سوال کند و مسايل شرعي خود را حل نمايد. در حاليکه در اين حديث متوجه شخصي مي شويم که صدقه مي دهد اما سوال او اين است که کدام صدقه بزرگتر است؟ کسي که نمي داند و در جستجوي فهم ندانسته ها بر نمي آيد ، فايده او براي جامعه اندک خواهد بود و چه بسا با معتومات کم و ناقص خود، خود و ديگران را هم به اشتباه و گناه بياندازد نکته دوم : صدقه و خيرات حقيقي آن است که سبب پاکي و رشد درون و ظاهر انسان مومن و مال او مي گردد و از جمله اموري است که در پرونده مي ماند و سبب نجاتش مي گردد خداوند متعال مي فرمايد: ماعندکُم ينفَد و ما عنداللهِ باقٍ (96نحل) . آنچه نزد شماست تمام مي شود و آنچه نزد الله باشد باقي مي ماند. نکته سوم:در حديث کلمه شحيح آمده است. هر چند بخل و شح هر دو از بيماري ها و امراض قلبي است ، اما شح، قويتر و عام تر از بخل است. بخل ظاهري است و شح باطني و دروني. نکته چهارم : رسول خدا صلي الله عليه وسلم : صلى الله عليه وسلم -: نعمتان مغبون فيهما كثيرٌ من الناس: الصحة والفراغ ؛ (رواه البخاري) بسياري از مردم در نعمت سلامتي و فراغت دچار غفلت و پشيماني مي شوند. بهتر آنست که انسان قدر سلامتي و عافيت خود را بداند و هنوز که زنده و سالم است ، تکاليفش را انجام دهد ،همچنين براي خودش صدقه کند. نکته پنجم : علت ترس از فقير شدن در اوقاتي عدم ايمان به ربوبيت خداوند متعال در روزي دادنش به مخلوقات است و اين بسيار خطرناک است. بعضي افراد با اين که ثروت هاي ما دي هنگفتي دارند اما همت و ظرفيت کوچکي دارند ومي ترسند اگر صدقه کنند ، فقير و نادار شوند. غافل از اينکه ثروتمندي حقيقي ، فقط به داشتن مال و منال نيست بلکه به داشتن قلب و شخصيتي بزرگ است. و رسول صلي الله عليه وسلم مي فرمايند : ما نقصت صدَقة منْ مال (پرداخت) صدقه و زکات هرگزسبب کمبود مال نمي شود. نکته ششم : آرزوي داشتن مال و دارايي بي حساب که نيت و هدف خوبي آن را همراهي نکند ، ناپسند و مذموم است و چنين ثروت هايي است که غفلت و طغيان و فساد به بار مي آورد. بلکه مالک مال خوب بايد انساني خوب و هدفمند باشد رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايند : نعم المال الصالح للرجل الصالح و دارايي که نفع و استفاده اش در راستاي حل مشکلات جامعه و نيازمندان نباشد ارزشي ندارد. و در مورد سيدنا ابوبکر رضي الله عنه مي فرمايد : ما نفعني مال قط ما نفعني مال أبي بکر هيچ مالي باندازه ماال و دارايي ابوبکر به من(و دعوتم) سود نبخشيد. نکته هفتم : توبه و بازگشت بسوي الله تا زماني مورد قبول واقع مي شود که نفس انسان به حلقومش نرسيده باشد. رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايند : ان الله يقبل توبه العبد ما لم يغرغر. اسحاق کرمپور
تبلیغات
ورود استاتید
ورود طلاب
لینک های مرتبط